تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٤٠٠ - ضميمه ٣ گفتوگو با اولين كسى كه فتواى جواز تغيير جنسيت را از حضرت امام خمينى(ره) دريافت كرد
حال دو مرد سربازى بود كه دچار چنين عارضهاى بودند و در صحبتهايشان براى صدا كردن يكديگر، همديگر را با اين كلمه صدا مىكردند: اوا خواهر ....
از سؤال قبل دور افتاديم. گفتيد ژيانى جلوى پاى شما ترمز كرد و ...!
بله. آمدند پايين و شروع به صحبت كردند. صحبتهايشان به دلم نشست و سوار ماشين شدم. اين لحظه در حقيقت لحظه ورود من به جمع و گروه افرادى بود كه مانند خود من بودند. چيزى كه براى خيلىها رويايى است! ورود به چنين جمعهايى شايد اسرارآميز باشد و درك رفتار و علايق و برخوردهاى آنها با يكديگر. ما هر كجا در مجامع عمومى كه ظاهر مىشديم. افراد حاضر براى ارتباط با ما بيشتر از ارتباط با تمام حاضران ديگر تلاش مىكردند. آن روزها هنوز تفاوت بينگى، دو جنسى يا ترانسكشوال وجود نداشت. همه مىدانستند كه چنين افرادى وجود دارند اما دقيقاً نمىدانستند مشكل از كجاست. همانهايى كه مردم به نام اوا خواهرها آنها را مىشناختند.
اسم اين سه نفر را به خاطر داريد؟
اسم يكى از آنها كيوان بود كه او را كَتى صدا مىكردند. دومى «اميد» بود كه بچهها «شراره» صدايش مىكردند و سومين نفر سيامك بود كه به نام فيروزه مشهور بود.
شما هم اسم دومى داشتيد؟
بله، از همان اول كه سوار ماشين شدم اسمى برايم تعيين كردند. اسم من فريدون بود كه قرار شد بچهها فرانك صدايم كنند.
ميهمانىها و جمعهايى كه خودتان با هم تشكيل مىداديد، چه حال و هوايى داشت؟
در آنجا همه زن بودند. يعنى با وجودى كه عرف و جامعه، به عنوان مرد شناخته مىشدند، اما زن بودند. فضا هم درست فضاى جمعهاى زنانه بود، درباره مد، مسائل زنانه و .....
مىدانيد اولين كسى كه به عنوان يك ترانسكشوال در ايران شناخته شده چه كسى بوده است؟
تا آنجايى كه من مىدانم شخصى بوده به نام عباس ساكن قم. اين فرد با شخص