تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٣٣٦ - گفتار اول تغيير جنسيت مادر و مسأله ولايت و سرپرستى كودكان
يكديگر جدا است و كمتر اتفاق مىافتد كه به «وصى» نيز «ولى» گفته شود. به ويژه كه منبع اختيار «ولى» به طور مستقيم قانون است و اعطاى اين سمت به اراده اشخاص ارتباط ندارد، در حالى كه وصى، نماينده ارادى ولى است و حدود اختيار او را نيز پدر يا جد پدرى معين مىكند. به همين جهت نيز در قانون مدنى، پدر و جدّ پدرى را اولياى قهرى ناميدهاند. ولايت جد پدرى، هر چند از نظر قانون و فقه مانند ولايت پدر است، ولى در رسوم اجتماعى ما منوط بر اين است كه ولايت پدر به دليلى از بين رفته باشد. نيز مادر در هيچ فرضى ولايت قهرى بر كودك ندارد. [١] پرسش اساسى اين است كه هرگاه پدر يا مادر تغيير جنسيت دهند، اين مسأله چه تأثيرى در ولايت و سرپرستى كودكان دارد. اين مطلب را در ضمن دو گفتار زير پى مىگيريم:
گفتار اول: تغيير جنسيت مادر و مسأله ولايت و سرپرستى كودكان
هرگاه جنسيت مادر تغيير كند و به مرد تبديل شود، در صورت نبود پدر يا جدّ پدرى، آيا بر كودكان ولايت پيدا مىكند يا خير؟
در پاسخ بايد گفت: هرگاه مادر تغيير جنسيت دهد، هيچگاه بر كودكانش ولايت پيدا نمىكند، بلكه با نبود پدر، ولايت براى جدّ پدرى و در صورت نبود جدّ پدرى، ولايت كودكان به عهده حاكم شرع خواهد بود. امام خمينى- رحمه الله عليه- در اين باره چنين مىگويد:
لو تغير جنس المرأة لا يثبت لها الولاية على الصغار، فولايتهم للجدّللاب، و مع فقده للحاكم؛ [٢] اگر جنسيت زن تغيير كند [و به مرد تبديل شود] براى وى، ولايت بر كودكانش ثابت نمىشود، بلكه ولايت كودكان براى جدّ پدرى است و در صورت نبود جدّ پدرى، ولايت براى حاكم خواهد بود.
[١]. همان، ص ٢٠٣.
[٢]. روح الله خمينى، تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٥٥٩، مسأله ٦.