تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٤٠٣ - ضميمه ٣ گفتوگو با اولين كسى كه فتواى جواز تغيير جنسيت را از حضرت امام خمينى(ره) دريافت كرد
خير. بعد از انقلاب از من دعوت شد تا به صدا و سيما بروم. رفتم. غافل از اينكه تازه اول دردسر و مشكلها است! و سؤالهايى كه: تو كى هستى؟ چرا اين جورى هستى و ....؟ هر چه مىگفتم: بابا من مريض هستم. فوراً براى من جلسه گذاشتند. گفتند: فردا بايد برويد دى كلينك. رفتم. اما برخورد دكتر كاملًا زننده و غير قابل تصور بود. همان طور كه گفتم: اين آغاز مشكلات بود. بگير و ببندها، احضارهاى مكرر و سؤال و جوابها و ....! حتى يك ستون در محوطه صدا و سيما بود. دكتر بحرالعلوم و سركش مسؤول بهدارى صدا و سيما مىگفتند: ما تو را اين جا آتش مىزنيم! به هر حال كار به آن جايى كشيد كه به من هورمون مردانه زدند. مجبورم كردند لباس مردانه بپوشم و ....! هيچ وقت يام نمىرود كه من در آن روزها هميشه يك سرى اسناد و مدارك زير بغلم بود تا اگر زنگ زدند و خواستند براى جايى احضارم كنند. مداركم همراهم باشد!
اين رويه تا سال ٦٠- ٦١ ادامه داشت. در همين سالها مىشنيدم كه عدهاى از گىها و دو جنسىها را گرفتهاند و در اوين زندانى كردهاند. در اين گير و دار در سال ٦١، ٦٢ خبردار شدم كه يكى از دوستانى را كه زن بود، اما از لحاظ ظاهرى مدل مردانه داشت را در سيستان و بلوچستان با مردى دستگير كردهاند: زنگ زدم به دفتر آقاى هاشمى رفسنجانى و وقت ملاقات برايم تعيين كردند. رفتم به ملاقات ايشان و رودررو مشكلات خود و دوستانم را مطرح كردم. آقاى هاشمى قول مساعد دادند. در آن روزها هنوز هويت مردانه داشتم.
نظر خودشان چه بود؟
موافق تغيير جنسيت در چنين شرايطى بودند.
بعداً هم شما را حمايت كردند؟
نه. فقط من را به دفتر آقاى اردبيلى معرفى كردند.
پيش مرجع ديگرى نرفتيد؟
چرا، رفتم پيش آيتالله جنتى. ايشان هم نامهاى براى امام (ره) نوشتند و كسب تكليف كردند. رهبر انقلاب هم جواب دادند كه در صورت بروز اختلال فيزيولوژى