تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١٥٣ - گفتار دوم نظرات فقيهان شيعه در تغيير جنسيت افراد خنثى
البته فقيهان شيعه و فقيهان اهل سنت در بحث جواز تغيير جنسيتِ افراد خنثى اشتراك نظر دارند، امّا توجه به اين نكته ضرورى است عدهاى از آنان به وجوب تغيير جنسيت خنثىها معتقدند [١]. [٢] به عبارت ديگر، هرگاه انجام واجبات شرعى و ترك محرمات در مورد شخص خنثى وابسته به تغيير جنسيت و تعيين جنسيتِ واحد است و وى داراى تمكن مالى و جسمى باشد، واجب است تغيير جنسيت دهد.
برخى از اهل سنت براى جواز تغيير جنسيت در افراد خنثى، دليلهاى زير را بيان داشتهاند:
١. خنثىها بيمار هستند و ادله جواز معالجه و درمان اجازه مىدهد كه پزشك جراح به عمل جراحى خنثىها مبادرت ورزند.
٢. اين نوع عمل، تغيير خلق الله نيست؛ چون براى اين عمل حاجت و ضرورت وجود دارد. پس عمل جراحى تغيير جنسيت در مورد خنثىها، استثنايى بر حرمت تغيير خلق الله است.
٣. اينكه خنثىها بر وضعيت فعلى خويش صبر نمايند و از عمل جراحى تغيير جنسيت خوددارى ورزند، ضرر زياد و مشقت فراوانى به دنبال دارد كه شريعت اسلام خواهان دفع ضرر و تحصيل يسر (آسانى) است.
٤. در اين نوع عمل جراحى تدليس، تزوير و فريبكارى وجود ندارد؛ چون هدف از اين نوع عمل جراحى، بازگشت به خلقت اصلى است. پس از نظر شرعى مجاز به تغيير جنسيت است. [٣]
گفتار دوم: نظرات فقيهان شيعه در تغيير جنسيت افراد خنثى
بر خلاف اهل سنت، فقيهان شيعه به طور مبسوط، تغيير جنسيت در افراد خنثى را
[١]. مانند: ميرزا جواد تبريزى، در استفتاى شفاهى نگارنده از ايشان؛ مكارم شيرازى، رسالة استفتائات، ج ١، ص ٤٧١- ٤٧٢، و گنجينه آراى فقهى قضايى، پاسخ سؤال ٥٨٦٨؛ منتظرى؛ رساله استفتاءآت، ج ٢، ص ٤٠٨.
[٢]. مانند طنطاوى، مفتى مصر، ر. ك: على رضا باريكلو، «وضعيت تغيير جنسيت»، مجله انديشههاى حقوقى، ش ٥ (٨٢)، ص ٧٥.
[٣]. محمد خالد منصور، الاحكام الطبية المتعلقة بالنساء فى الفقه الاسلامى، ص ٢٠٧.