تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١٧٧ - مبحث سوم ادله جواز تغيير جنسيت در خنثاى غير مشكل
ارتكاب حرام) گردد، تغيير جنسيت با تمكّن مالى و جسمى واجب خواهد شد.
«تغيير جنسيت» از عناوين و اصطلاحات جديد است كه در متون دينى و كلمات فقهيان پيشين نيامده است. بنابراين، نمىتوان در كتب قدما براى آن تعريفى پيدا كرد. تنها برخى از فقيهان معاصر از اصطلاح «تغيير جنسيت» تعريف ارائه دادهاند. البته تعريف ارائه شده گاه غير صريح و گاه صريح مىباشد. براى مثال، در كلام امام خمينى آمده است كه تغيير جنسيت مرد به زن و زن به مرد و ملحق كردن خنثى به جنس مرد يا زن، با عمل جراحى حرام نيست. [١] از مفهوم كلام ايشان بر مىآيد كه تغيير جنسيت داراى چهار حالت يا مصداق است: ١. تبديل مرد به زن. ٢. تبديل زن به مرد. ٣. تبديل خنثى به مرد. ٤. تبديل خنثى به زن.
پيشتر بيان شد [٢] كه تغيير جنسيت در تعريف مشهور فقيهان معاصر [٣] عبارت است از: «تبديل مرد به زن يا تبديل زن به مرد». به نظر مىرسد تغيير جنسيت در اصطلاح عرف عبارت است از: تبديل مرد به زن يا بالعكس، تبديل خنثى به مرد يا زن و تبديل مرد يا زن به خنثى. بنابراين، از نظر عرف، تغيير جنسيت داراى شش مصداق يا حالت است كه عبارتند از: ١. تبديل مرد به زن ٢. تبديل زن به مرد ٣. تبديل خنثى به مرد ٤. تبديل خنثى به زن ٥. تبديل مرد به خنثى ٦. تبديل زن به خنثى.
البته برخى فقيهان معاصر، اصطلاح «تغيير جنسيت» را شامل تبديل و تغيير جنسيت حيوانات نيز دانستهاند. آيتالله سيد محمد صدر مىگويد:
.... إذ قد يخطر فى البال وجود المصلحة فى تحويل جنس الحيوان أيضاً؛ [٤] به نظر مىرسد گاهى اوقات در تغيير جنسيت حيوان نيز مصلحت وجود دارد.
[١]. روح الله خمينى، تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٥٥٨.
[٢]. ر. ك: بخش كليات، تعريف تغيير جنسيت، از همين نوشتار.
[٣]. على مشكينى، مصطلحات الفقه، ص ١٥٣؛ محمد آصف محسنى، الفقه و المسائل الطبيه، ج ١، ص ١١١؛ سيد محمد صدر، ماوراء الفقه، ج ٦، ص ١٣٣؛ سيد محمد صدر، منهج الصالحين، ج ٣، ص ٦٤٢؛ يوسف صانعى، استفتاءآت پزشكى، ص ٩٢؛ محمد قائنى، المبسوط فى فقه المسائل المعاصره، ج ٢، ص ٣٣٧.
[٤]. آيت الله سيد محمد صدر، منهج الصالحين، ج ٣، ص ١٤٢.