تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٣٨٤ - گزارش ميدانى دوم چند گفت و گوى ديگر
هر چه فكر كردم، چيزى به خاطرم نيامد. بعداً متوجه شدم اين شخص، همان دانشجوى پسر دانشگاه آزاد است كه پيشتر در گزارش ميدانى اول، دربارهاش توضيحاتى دادم. به راستى بعد از تغيير جنسيت چهرهاش تغيير كرده و همانند يك زن شده بود، پس از طرح سؤالات خويش، و پاسخ آنها از اينجانب، از او پرسيدم:
چرا تغيير جنسيت دادى؟
گفت: من دچار اختلال هويت جنسى بودم. براى مثال، وقتى به حرم امام رضا (ع) مشرف مىشدم نمىدانستم به قسمت مردانه بروم يا قسمت زنانه؟! و يا وقتى به امامزاده يحيى (ع) مىرفتم، كلاف سردرگم بودم، نمىدانستم به كدام قسمت بروم، قسمت مردانه يا زنانه؟! واقعاً كسى نمىتواند اين بيمارى، يعنى عدم تطابق جنسى را درك كند.
- در حال حاضر، و پس از تغيير جنسيت چه وضعيتى دارى؟
- واقعاً از آن بحران سابق نجات پيدا كردم. روح من زنانه است و جسم من پس تغيير جنسيت زنانه شده است و من از دردى جانكاه نجات پيدا كردم. اگر توانستم ازدواج مىكنم، اگر نتوانم، لااقل زندگى راحت و آرامى خواهم داشت.
مورد سوم: مردى به اتفاق عدهاى از همراهان خويش به ملاقاتم آمد. وى كه داراى ريش وسبيل بود، توسط يكى از همراهان به عنوان بيمار
Ts
يا تراجنسيتى معرفى شد.
گفتم: پس ايشان خواهان تغيير جنسيت و تبديل شدن به زن است؟!
گفت: خير. ايشان زن بوده و پس از تغيير جنسيت، به مرد تبديل شده است!!
واقعاً از اين جريان تعجب كردم. از نظر ظاهرى به هيچ وجه قابل تشخيص نبود. وى معتقد بود كه از ابتدا داراى روحى مردانه در جسمى زنانه بوده است، و اكنون پس از تغيير جنسيت، از آن رنج جانكاه نجات پيدا كرده است. وى گفت: پس از تغيير جنسيت، با خانمى ازدواج كردهام و حتى همسرم و خانواده ايشان از وضعيت من خبر داشته و با اراده كامل با ازدواج با من موافقت كردهاند!
مورد چهارم: خانمى كه خود را بيمار تراجنسيتى معرفى كرد در مورد نحوه نماز و حجاب خويش پرسشهايى مطرح كرد. وى كه حدود ٢٢ سال سن داشت، گفت: