تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٤٠٨ - ضميمه ٣ گفتوگو با اولين كسى كه فتواى جواز تغيير جنسيت را از حضرت امام خمينى(ره) دريافت كرد
ايشان كارشان را بدون عيب و نقص خوب انجام دادند. اما به دليل مشكلى، من مجبور شدم در دوران نقاهت به ايران باز گردم كه همين مسأله باعث ايجاد يكى دو عارضه در من شد.
چرا مجبور شديد برگرديد؟
بايد دو سه هفته در بيمارستان مىماندم، اما وقتى به مادرم زنگ زدم، مادرم گفت: فريدون مرده است. تو فريدون من نيستى! به قدرى دلشكسته شدم كه پس از يك هفته، از بيمارستان فرار كردم و به ايران برگشتم.
مادرتان وقتى شما را ديد چه حالى داشت؟
مىگفت تو فريدون نيستى. تو دختر عمه كوچك فريدون هستى كه من براى درمان او تو را به تهران آورده بودم و نگذاشتم باز گردد! مىگفت فريدون من براى كار به دوبى رفته است!
نمىدانستم چه بايد بكنم. كار به جايى رسيد كه مجبور شدم از يك نفر خواهش كنم نقش فريدون را بازى كند، تا مادرم ساكت شود. تا اينكه بعد از دو سال ديدم اين طور نمىشود. چند ماه پيش بالاخره به مادرم گفتم: فريدون مرده است! او مرا قاتل فريدون مىداند و حتى مىخواهد از من شكايت كند! او هر روز مرا نفرين مىكند و .....!
مادرتان الان در كجا زندگى مىكند؟
در طبقه پايين!
من متوجه نشدم. مگر پيش از عمل، مادرتان شما را نديده بود. بعد از عمل كه مسلماً شما از نظر ظاهرى تغيير نكرده بوديد. پس چطور مادرتان شما را نمىشناخت؟
واقعاً نمىدانم! هيچ وقت نتوانستم علتش را بفهمم.
در چند سالگى تغيير جنسيت داديد؟
٥١ سالگى.