تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١٠٢ - گفتار دوم معناى غير مشهور دربارة خنثى
علّامه حلّى مىگويد:
الخنثى مَن له فرج الرجال و النساء؛ [١]
خنثى كسى است كه براى او آلت تناسلى مردان و زنان وجود دارد.
امام خمينى در تحرير الوسيله مىگويد:
الخنثى، بِأن كان له فرج الرجال و النساء؛ [٢]
خنثى، به اين معنا كه براى شخص آلت تناسلى مردان و زنان وجوددارد
از نظر اين عده از لغوىها و فقيهان اسلامى، اساساً كسى كه هيچ كدام از آلت تناسلى مردانه و زنانه را ندارد، داخل در تعريف «خنثى» نيست، بلكه به چنين فرد اصطلاحاً «ممسوح» مىگويند. [٣]
گفتار دوم: معناى غير مشهور دربارة خنثى
گاه در معناى خنثى گفته مىشود: خنثى كسى است كه يا داراى هر دو آلت تناسلى مردانه و زنانه است، و يا اساساً فاقد آلت تناسلى مردانه و زنانه است (ممسوح).
اين معنا، از سوى برخى لغوىها و عدهاى از فقيهان اسلامى مورد توجه قرار گرفته است. لغت نامه دهخدا مىگويد:
خنثى آن كسى است كه هر دو اندام را دارد، و يا آنكه هيچ يك از دو اندام را ندارد؛ نه مرد و نه زن. [٤] نيز در تعريف خنثى گفته شده است:
خنثى، كسى است كه [هر دو] آلت مردانگى و زنانگى در او هست؛ يا كسى كه از سوراخى ادرار مىكند، و آلت مرد و زن را ندارد. [٥]
[١]. علامه حلى، تحرير الاحكام الشرعية على مذهب الامامية، ج ٢، ص ١٧٤.
[٢]. امام خمينى، تحرير الوسيلة، ج ٢، ص ٣٩٩، كتاب الارث.
[٣]. محمد حسين مختارى و على اصغر مرادى، فرهنگ اصطلاحات فقهى، ص ١٧٨.
[٤]. على اكبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج ٧، ص ٩٩٧٧.
[٥]. دكتر سيد محمد حسينى، فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهى، ص ٢٠٨.