تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١٩٣ - مبحث سوم جواز يا وجوب عمل جراحى براى كشف واقع
است. و تحقق حقيقى تغيير جنسيت، به گونهاى كه حال شخص تغيير يافته، در قبل و بعد از تغيير دانسته شود، و اينكه مردى به زن تبديل شود يا برعكس، تا زمان كنونى ثابت نشده است، و چه بسا عادتاً تغيير جنسيت غير ممكن باشد، ولى به هر حال، در فقه اسلامى از آن بحث شده و از جمله مسائل جديده محسوب مىشود.
بله، ظاهر آن است كه يك نوع ديگر تغيير جنسيت امكان دارد، و بلكه واقع هم شده است و آن عبارت است از كسى كه ظاهراً متعلق به يك جنس (مذكر يا مؤنث) است، ولى با توجه به قرائن و شواهد، باطن وى بر خلاف جنس ظاهرىاش مىباشد. [١] آن گاه آيتالله على مشكينى براى تغيير جنسيت به معناى فوق (كشف جنسيت پنهان) دو مثال مىزنند:
مورد اول: شخصى است كه در آغاز تولدش در ظاهر پسر بوده، ولى بتدريج، در قبل يا بعد از بلوغ، آثار دختر بودن در جسم يا روان وى ظاهر مىگردد، به گونهاى پزشكان متخصص تشخيص مىدهند كه اساساً وى دختر است و حتى داراى رحم و امكان زايمان است و آلت تناسلى مردانه، چيزى شبيه يك گوشت بوده كه با عمل برداشته مىشود و جنسيت مؤنث وى تكميل مىگردد، و بدين صورت تغيير جنسيت (كشف جنسيت پنهان) حاصل مىشود.
مورد دوم: عكس مورد فوق است و آن كسى است كه در آغاز تولد و در ظاهر، دختر تشخيص داده شده، ولى بتدريج آثار جسمى و روانى پسر در وى ظاهر شده است. با عمل جراحى، آلت تناسلى مردانه در وى ظاهر مىگردد و بدين صورت،
[١]. على مشكينى، مصطلحات الفقه، ص ١٥٣: «والغرض بيان حكم أن يغير الرجل فيجعل إمرأة، أو يغير المرأة فتجعل رجلًا، و تحقق هذا الامر حقيقة بحيث يعلم حال المتغير قبله و بعده، و انّه كان رجلا فصار إمراة او عكسه لم يثبت إلى الآن و لعلّه غير ممكن فى العادة، لكن وقع البحث عنه فى الفقه وعدّ من المسائل المستحدثة. نعم الظاهر إمكان أمر آخر بل وقوعه، و هو تغيير من كان ظاهره من أحد الجنسين إلى الجنس الاخر بعملية الجرح بعد شهادة القرائن بكون باطنه على خلاف ظاهره».