تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٨٧ - گزارش يك مورد ترانس سكشوال مؤنث
از درمان وى درماندند و پدر و مادر به ناچار از فرستادن وى به مدرسه خوددارى كردند و او جوانى بىتربيت و بىسواد با پوشش مردانه باقى ماند وبراى پسر جلوه دادن خويش در اجتماع به اغواى دختران، كه از راز او بىخبر بودند، پرداخت و چندين بار نيز اقدام به ربودن دختران با ماشين خود كرد و هر بار مقامات قضايى محل را در اتخاذ تصميم دچار سرگردانى نمود و چون در ايران پزشكان قانونى با تغيير جنسيت او مخالفت نمودند، به عنوان گردش به اروپا رفت و در آنجا با عمل جراحى ترميمى، تخمدان و رحم او را خارج كردند و با مسدود نمودن مهبل و ايجاد دستگاه تناسلى ظاهراً مردانه و تجويز هورمونهاى جنسى مذكر، او را روانه ايران نمودند. فقدان هورمونهاى جنسى زنانه به تدريج او را به زنى چروكيده تبديل كرد؛ در حالى كه هنوز در اوج جوانى بود و عدم كارآيى هورمونهاى مردانه نيز روز به روز آشكارتر شد. نوميدى از دست يافتن به قوه مردى و پشيمانى از دست زدن به عمل جراحى به تدريج در او قوت گرفت و با از دست دادن پدر و مادر به مواد مخدر پناه برد و آرامش ناشى از استعمال افيون او را به تفكر در مورد گذشته و جوانى تباه شده خود واداشت و تازه در اين هنگام بود كه به فكر چاره جويى افتاد و لباس مردانه را از خود دور كرد و زنى كامل عيار شد، ولى افسوس كه سپرى شدن دوران جوانى و از همه بدتر فقدان دستگاه تناسلى زنانه و برداشتن تخمدانها، ديگر آب رفته را به جوى باز نمىگرداند و او به صورت خانمى معتاد به مواد مخدر و فردى خنثى، به انتظار مرگ روز خود را مىگذرانيد، در حالى كه ثروت و مكنت باقى مانده از پدر و مادر براى او مفيد فايدهاى نبود.
سرانجام به اين جانب مراجعه نمود و اكنون به توصيه من كودك بىسرپرستى را به فرزندى قبول كرده و مواد مخدر را ترك گفته و اوقات خود را صرف تربيت آن كودك مىنمايد و تنها عشق به آينده اين كودك است كه او را زنده نگه داشته است. [١]
[١]. فرامرز گودرزى؛ پزشكى قانونى، چاپ ١٣٧٠، ص ٦١٣- ٦١٤.