تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١٢١ - مبحث هفتم معيار و مبناى تعيين جنسيت در دو جنسىها(خنثىها)
امام خمينى بر اين عقيده است كه:
اگر كسى از ورثه ميت، خنثى باشد؛ يعنى هم عورت خاص مردان را داشته باشد و هم عورت خاص زنان، در صورتى كه تشخيص و تعيين مرد بودن يا زن بودن او ممكن باشد و از نظر مرحجاتى كه شارع معين فرموده يكى از دو طرف احتمال رجحان يابد، چنين خنثايى غير مشكل است و بر طبق مرجحات و معيارهاى شرعى عمل مىشود و در غير اين صورت، خنثاى مشكل است. مرجحاتى كه شارع آنها را معتبر دانسته چند چيز است:
اول، اينكه دائماً و يا غالباً از يكى از آن دو مجرا بول كند، به طورى كه بيرون آمدن بول از آن مجراى ديگر، نادر شمرده شود و اگر خروجش ازآن ديگرى نادر نباشد محل اشكال است. پس ارث خنثى مطابق تشخيص است كه از طريق بول كردن يكى از دو مجرا به دست مىآيد: اگر از عورت مردانهاش بول مىكند، ارث مردان را مىبرد، و اگر از عورت زنانهاش بول كند، ارث زنان را مىبرد.
دوم، اينكه اگر از هر دو مجرا بول كند، بايد ببيند دائماً يا غالباً از كدام مجرا زودتر بول مىآيد، به طورى كه اگر يك نوبت از ديگرى زودتر خارج شود، نادر شمرده مىشود. بنابراين، اگر بول او غالباً از مجراى مردانهاش زودتر بيرون مىآيد، او مرد است، و اگر از مجراى زنانهاش زودتر بيرون مىآيد، او زن است.
سوم، اينكه ببيند ديرتر قطع شدن بول از كدام مجرا است. اگر در خنثايى هيچ يك از مرجح قبلى وجود نداشت؛ اگر دائماً يا غالباً از يكى از دو مجرا ديرتر قطع مىشود، طبق همان مجرا ارث مىبرد، ولى در مرجح بودن اين
معيار اشكال است.
چهارم، شمردن دندههاى خنثى است: اگر شماره دندههاى راستش بيشتر از دندههاى چپش باشد، او مرد است، و اگر در هر دو طرف برابر باشد او زن است.
پنجم، اگر علامتهايى كه در شرع وارد شده در مورد خنثايى وجود نداشت: اگر چنانچه از نشانههاى مخصوص زنان، مانند حيض ديدن همان طور كه زنان مىبينند و يا از نشانههاى مردان، مانند روئيدن محاسن بر صورت در آن خنثى وجود داشته باشد؛ به طورى كه اطمينان بياورد، به حَسَب همان نشانهها