تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٤٠٤ - ضميمه ٣ گفتوگو با اولين كسى كه فتواى جواز تغيير جنسيت را از حضرت امام خمينى(ره) دريافت كرد
تغيير جنسيت مشكلى ندارد. اما اين جواب فقط براى افرادى بود كه از لحاظ ظاهرى معلوم بود كه مشكل دارند، نه تراجنسيتىها كه از لحاظ روحى مشكل دارند. ديدم اين طورى نمىشود. يك روز با همان لباس مردانه بلند شدم و رفتم جماران، بيت رهبرى. بگذريم كه آن جا چه بر من گذشت تا توانستم امام (ره) را ملاقات كنم. مرحوم حاج احمد آقا نيز حضور داشتند. به اتفاق آيتالله هاشمى رفسنجانى و اردبيلى، البته صحبتم با امام (ره) كوتاه بود، اما نتيجه آن واقعاً رضايتبخش بود. چرا كه امام همان جا فتوايى صادر كردند كه براساس آن تغيير جنسيت با تأييد پزشك بلامانع است. آن زمان دادستان، آقاى ميرعماد بودند. مرا سوار ماشين ايشان كردند و همراه دو محافظ به پزشكى قانونى آوردند. آن جا به من گفتند: خودت تنها برو تو. رفتم پيش رئيس مركز. اما چنان واكنش تندى ديدم كه همراهان و محافظان من مجبور به مداخله شدند. كم مانده بود با چوب و چماق بيفتند به جان من! به هر حال محافظان جلو آمدند، دستور امام را نشان دادند و .... همان جا اولين مجوز تغيير جنسيت از سوى پزشكى قانونى در دولت جمهورى اسلامى از سوى رئيس پزشكى قانونى براى من صادر شد.
وبعد؟
مرا دوباره سوار ماشين كردند وبردند در يكى از كاخهاى مرمر. اگر درست يادم باشد كاخ ضلع شمال غربى بود. يك صندلى داخل سالن گذاشتند و گفتند: همين جا بنشينيد. رفتم پيش آقاى ميرعماد. ايشان گفتند: هر چه مىخواهى بگو. همان جا بود كه دستور صدور شناسنامه برايم صادر شد، دو تا نامه براى بيمارستان سجاد به من دادند و ....! اما دو خواسته را فراموش كردم كه عنوان كنم: يكى اينكه اين عمل در ايران موفق نيست و من بايد به خارج بروم و براى اين كار احتياج به صرف هزينه گزافى است و يكى ديگر اينكه به من مجوز بدهند كه تحت لواى آن بتوانم براى كمك به همتايان خودم فعاليت كنم.
يعنى در سال ٦٢ شما دوباره محجبه شديد؟
بله.