تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٣٩٩ - ضميمه ٣ گفتوگو با اولين كسى كه فتواى جواز تغيير جنسيت را از حضرت امام خمينى(ره) دريافت كرد
مادرتان وقتى از ماجرا مطلع شدند چه واكنشى داشتند؟
مادرم زياد در جريان نبود. البته رفتارهاى من تا حدود زيادى برايش سؤال برانگيز بود، اما زياد جدى نمىگرفت. تا اينكه تقريباً در سن ١٦ سالگى شبى خودم ماجرا را برايش تعريف كردم و گفتم: مادر، من حالتها و احساسات زنانه خاصى دارم! يادم هست در حالى كه شكلكى مىآورد با لحنى تمسخر آميز گفت: من حالت زنانه دارم! يعنى چه!؟ اين چرت و پرتها چيه كه مىگويى؟ خجالت هم نمىكشى! برو بگير بتمرگ. بخواب! تا آن لحظه اعتقادى به نماز خواندن نداشتم. اما يادم هست آن شب و در آن لحظات چنان حال نزارى داشتم كه بلند شدم وضو گرفتم، رو به ماه ايستادم و شروع كردم به نماز خواندن. اشك مىريختم و از خدا مىخواستم كه يا امشب من را بكُشد يا فردا در هيبت يك مرد بيدار شوم.
يعنى بيشتر احساس مرد بودن مىكرديد، يا احساس زن بودن؟
من هميشه احساس مىكردم زن هستم
در اين مدت با افرادى مانند خود نيز در تماس بوديد؟
يك شب در سن ١٨ سالگى وقتى اواخر شب، از يك ميهمانى كه در آن باهيبت زنانه حاضر شده بودم برمىگشتم، ژيانى جلوى پايم ترمز كرد، كه داخل آن سه مرد نشسته بودند كه درست مانند من ترانس سكشوال بودند.
از كجا متوجه اين مسأله شديد!
ببينيد، اصولًا ما خيلى راحت، همديگر را پيدا مىكنيم. يك جور احساس! يك جور تلهپاتى. نمىدانم اسمش را چه مىتوان گذاشت. شايد به خاطر حالتهاى حرف زدن، رفتار و حركات يا ساير علايم. بخصوص شيوه صحبت كردن .....
و همان كلمه معروف اوا خواهر و ....!
بله. دقيقاً
اصلًا اين كلمه از كجا آمده است؟
از يك فيلم ايتاليايى كه چند دهه قبل در سينماها به نمايش در آمد. اين فيلم شرح