فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٩ - سه مسئله پيرامون شهادت آیة الله رضا استادى
مىكند، آن را انكار مىكند و مىگويد: احتمال مىرود كه مراد از برخى اصحاب در كلام شيخ، اسكافى باشد؛ چنانكه شهيد در دروس، نسبت اين مطلب را به اسكافى حكايت كرده است... و در هر صورت شكى نيست كه اين قول نادر است و مخالف با اجماع ظاهر و حكايت شده است. (٦٤)
شهيد اول در غاية المراد مىگويد:
در اين مسئله دو قول است: يكى، شرط بودن عدم حضور شاهد اصل، كه قول مشهور است... و ديگرى شرط نبودن آن، كه از كلام شيخ در خلاف استفاده مىشود و او آن را از برخى اصحاب نقل كرده و ظاهر نظريه على بن بابويه نيز همين است. (٦٥)
مستند قول مشهور، روايت محمد بن مسلم است كه شيخ آن را در تهذيب و استبصار نقل كرده است:
محمد بن الحسن باسناده عن محمد بن على بن محبوب، عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب، عن ذبيان بن حكيم، عن موسى بن اكيل، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (ع) في الشهادة على شهادة الرجل و هو بالحضرة فى البلد قال: نعم و لو كان خلف سارية يجوز ذلك إذا كان لايمكنه أن يقيمها هو لعلّة تمنعه عن أن يحضره و يقيمها فلا بأس بإقامة الشهادة على شهادته (٦٦)،
امام باقر (ع) در مورد شهادت بر شهادت مردى كه خودش در شهر حاضر است، فرمود: بله، جايز است؛ هر چند خود او در پشت ستون باشد و به
(٦٤) جواهر الكلام، ج٤١، ص ١٩٩.
(٦٥) غاية المراد، ج٤، ص ١٦٤.
(٦٦) تهذيب الأحكام، ج٦، ص ٢٥٦؛ الاستبصار، ج٣، ص ٢٠؛ وسائل الشيعه، ج٢٧، ص ٤٠٢.