فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - سه مسئله پيرامون شهادت آیة الله رضا استادى
دلالت مىكنند؛ همچون روايات ذيل:
٨. روى في الفقيه عن عبداللّه بن أبي يعفور، قال: قلت لأبي عبداللّه (ع): بم تعرف عدالة الرجل بين المسلمين حتّى تقبل شهادته لهم و عليهم؟ فقال: أن تعرفوه بالستر و العفاف...؛ (٣٧)
عبداللّه بن ابى يعفور از امام صادق(ع) پرسيد كه عدالت شخص ميان مسلمانان به چه چيز شناخته مىشود تا شهادت وى به نفع يا عليه آنان پذيرفته شود؟ حضرت فرمود: اينكه او را به حيا و پاكدامنى بشناسند.
با وجود روايات فراوانى كه بر عدم قبول شهادت كودك دلالت دارند، تفاوتى وجود ندارد ميان قول به انعقاد اطلاق در آيات و رواياتى كه پيشتر ذكر شد و عدم انعقاد آنها به جهت نبود برخى از مقدمات حكمت. همچنين تفاوتى نيست ميان اين قول كه لفظ «رجل» در روايات كه دلالت بر شخص بالغ دارد، روايات مطلق را قيد مىزند و قول به اينكه اين روايات دلالت بر تقييد نمىكنند؛ چون اين روايات فقط مثبت اند و مفهوم ندارند.
لكن در مقابل اين روايات، روايات ديگرى وجود دارد كه بر قبول شهادت كودك در قتل دلالت مىكنند و با آنها روايات عدم پذيرش شهادت كودك، به مورد غير قتل تخصيص مىخورد. آن روايات عبارت اند از :
١. صحيحة جميل: محمد بن يعقوب عن علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير، عن جميل، قال: قلت لأبي عبداللّه (ع): تجوز شهادة الصبيان؟ قال: نعم، في القتل يؤخذ بأوّل كلامه و لايؤخذ بالثاني منه؛ (٣٨)
جميل مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: شهادت كودكان جايز است؟ فرمود: در قتل، سخن اوّل وى پذيرفته است و سخن دوم وى پذيرفته نيست».
(٣٧) وسائل الشيعه، ج٢٧، ص ٣٩١.
(٣٨) وسائل الشيعه، ج٢٧، ص ٣٤٣.