بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٤ - ضرورت توجه به عذاب هاي اخروي و ننگ رسوايي در آخرت
غلبه نکرده است، وقتي انديشه گناه به ذهنش راه مييابد، به خوبي پيامدهاي بد آن فرارويش نمايان ميشود. اما کسي که شهوت و غضب بر او غلبه کرده، به عواقب کردار زشت خود نميانديشد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند:
رُبَّ شَهْوَةِ سَاعَةٍ أَوْرَثَتْ حُزْناً طَوِيلاً يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛[١] چه بسا چند لحظه شهوتراني که در روز قيامت اندوهي طولاني در پي دارد.
پس آنچه سبب انجام گناه و مانع توجه به آثار و پيامدهاي آن ميشود علاقه به دنيا و انس با لذتهاي مادي است که همچون پردهاي روي چشم و دل انسان قرار ميگيرد تا حقايق را درک نکند و خود را به ننگ گناه بيالايد. در برابر، آنچه مانع آلوده شدن به گناه و دلبستگي به دنيا ميشود، ترس و اندوه اخروي است: اگر انسان بينديشد که گناه چه فرصتها و توفيقاتي را از او ميگيرد و چه عذابهايي به بار ميآورد و سبب ميشود انسان از چشم خداوند و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و اولياي خدا بيفتد، چه بسا مقهور هوسها و لذتهاي دنيا نشود و خود را در دام گناه گرفتار نسازد. ترس و هراس از عذابها و گرفتاريهايي که گناهان درپي دارند و اندوه از فرصتها و توفيقات معنوي که انسان از دست داده، دلبستگي به دنيا و پردهها را از ميان برميدارد و توجه او را به آخرت و معنويات افزونتر ميکند و موجب انس با خداوند ميشود. چنين ترس و اندوهي جلوي سرمست گشتن از لذتهاي دنيوي و غفلت را ميگيرد. به دليل همين آثار ارزشمند «ترس» از خداوند و عذابهاي اخروي، و «اندوه» بر فرصتهاي معنوي از دست رفته است که امير مؤمنان(عليه السلام) آنها را ميستايد وگرنه در شأن آن حضرت نيست که به ستايش ترس و اندوه بر دنيا بپردازند. دنيا با همة نعمتهايش، در برابر آخرت چه ارزشي دارد که انسان خود را به ترس و اندوه دربارة آن مبتلا کند؟ و از همين روي، آموزههاي ديني نيز سفارش کردهاند که سمت و سوي ترس و اندوه انسان، خدا و آخرت باشد و نبايد از غير خداوند ترسيد.
[١] محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ٧٠، باب ٥٨، ص ٣٢١، ح ٣٨.