بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - ضرورت توجه به عذاب هاي اخروي و ننگ رسوايي در آخرت
در جمعي نشسته است و ناگهان فردي وارد ميشود و ريش يا موي سر او را ميگيرد و از جا بلند ميکند و با درشتي و عصبانيتِ بسيار او را سرزنش ميکند که تو چرا فلان کار را انجام دادي؛ يا فيلمي را که از کارهاي زشت او تهيه کردهاند، نشان ديگران ميدهد و او را رسوا ميسازد. چه بسا او در چنين وضعيتي آرزوي مرگ کند و از اينکه آبرويش نزد ديگران ريخته، ديگر نتواند سر بلند کند. چنين صحنههايي، در قيامت، براي گناهکاران و در برابر ميلياردها انسان رخ ميدهد و مأموران عذاب، به دستور خداوند، گنهکاران را غل و زنجير ميکنند و با تحقير فراوان آنان را به جهنم ميافکنند و عذاب ميکنند و آنان افزون بر شکنجههاي جهنم، در برابر بهشتيان و جهنميان رسوا ميشوند، که البته اين عذاب سختتر از هر عذاب ديگري است:
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ؛[١] بگيريد او را و در غُل کنيد. آنگاه ميان آتشش اندازيد. پس در زنجيري که درازي آن هفتاد گز است وي را در بند کشيد.
از بعضي از نيکان نقل شده که از سن تکليف تا پايان عمر از سر عمد و علم هيچ گناهي نکردهاند؛ اما اغلب افراد مرتکب گناه ميشوند. اگر کسي گناه ميکند و آيات ناظر به بهشت و جهنم و کيفر گنهکاران را انکار ميکند، کافر، و تکليفش نيز مشخص است؛ اما کسي که قرآن، قيامت و کيفر گنهکاران را باور دارد چرا گناه ميکند و زمينة عذاب خود را فراهم ميسازد؟! پاسخ اين است که دلبستگي به دنيا و توجه تام به لذت گناه و غلبة شهوت، به هنگام گناه، همچون پردهاي در برابر گنهکار قرار ميگيرد و باعث ميشود که او زشتي و پليدي گناه را احساس نکند و از کيفر و زياني که براي او در پي دارد غافل بماند. پس او در حال گناه فقط به فکر لذت گناه است و به پيامدهاي آن نميانديشد. کسي که در هشياري و توجه به سر ميبرد و شهوت يا غضب بر او
[١] حاقه (٦٩)، ٣٠ ٣٢.