بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٥ - مفهوم بدعت
احکام ندارند، اجمالاً ايمان ميآورند، ولي وقتي به تفصيل با احکام الاهي آشنا ميشوند و برخي از آنها را دشوار و تحملناپذير مييابند، نهتنها به آنها تن نميدهند، بلکه در مشروعيت و اعتبار آنها تشکيک ميکنند و در برابر آنها ميايستند. بيترديد اينان ايمان ندارند. فرق است ميان کسي که احکام الاهي را پذيرفته است و در مشروعيت و اعتبار آنها شک ندارد، اما به سبب غلبة شيطان و هواي نفس به برخي از آنها عمل نميکند، با کسي که در درستي و اعتبار احکام الاهي تشکيک ميکند و در دل تسليم احکام خداوند نيست و آن بخش از احکام را که موافق ميلش است ميپذيرد و بقيه را رد ميکند. چنين شخصي از نظر قرآن کافر و بيايمان است:
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً * أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا؛[١] کساني که به خدا و فرستادگان او کافر ميشوند و ميخواهند ميان خدا و پيامبران او جدايي افکنند و ميگويند به برخي ايمان ميآوريم و به برخي کافر ميشويم، و ميخواهند ميان اين [دو] راهي براي خود برگزينند، آنان در حقيقت کافرند و ما برای کافران عذابي خوارکننده آماده ساختهايم.
پس در تحصيل ايمان، صرف پذيرش خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله) به اکراه و اجبار کافي نيست و برخورد گزينشي با احکام الاهي باعث زوال ايمان ميشود؛ زيرا ايمان تجزيهپذير نيست و کسي که همة احکام الاهي را ميپذيرد و به طور كامل تسليم خداوند است، مؤمن به شمار ميآيد، گرچه در مقام عمل به سبب غلبة شيطان يا هواي نفس يا به دليل اوضاع اجتماعي و نداشتن توان لازم براي مقاومت در برابر موقعيت، برخي از احکام الاهي را رعايت نکند. فراواناند کساني که احکام خدا را قبول دارند، اما براي
[١] نساء (٤)، ١٥٠، ١٥١.