بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٠ - مروري بر نکوهش بدعت در پاره اي گزيده هاي نهج البلاغه
همانگونه که ايمان مراتبي دارد، کفر نيز ذومراتب است و همة کفار در يک سطح نيستند. گاهي کسي کفر ورزيده و خود را از هدايت محروم ساخته است، اما کاري به ديگران ندارد و درصدد گمراه ساختن آنان نيست. چهبسا او کارهاي خوبي انجام دهد، و در اين صورت خداوند در همين دنيا پاداش او را ميدهد، و البته به جهت کفر، در جهان آخرت، براي هميشه در جهنم به سر خواهد برد و مشمول رحمت خداوند قرار نخواهد گرفت. در بين بندگان بد خداوند، بدترين و مبغوضترين بندگان کساني هستند که افزون بر اينکه خود گمراه، و از هدايت الاهي محروم شدهاند، در پي آناناند تا ديگران را نيز گمراه سازند و راه هدايت را بر ديگران نيز ببندند.
مروري بر نکوهش بدعت در پارهاي گزيدههاي نهج البلاغه
در پارهاي سخنان امير مؤمنان(عليه السلام) دربارة بدترين و مبغوضترين مردمان، که در گفتارهاي پيشين بدان پرداختيم، چند ويژگي تکرار و بر آنها تأکيد شده است. يکي از آن ويژگيها بدعتگروي است. امير مؤمنان(عليه السلام) نزديك به بيست مورد در نهج البلاغه به اوصاف بدعتگذاران در دين ميپردازند و آنان را سرزنش ميكنند. از اين روي، با توجه به تأکيد امام(عليه السلام) بر نکوهش بدعت، بايد مفهوم بدعت را روشن سازيم و عوامل گرايش به بدعتگذاري را معرفي كنيم. در اين گفتار در پي آنيم تا پارهاي سخنان آن حضرت را در اينباره، که برخي از آنها در گفتارهاي پيشين نيز مطرح شد، يادآوري كنيم. حضرت در خطبة هفدهم در معرفي دستة اول از بدترين و دشمنترين آفريدگان در پيشگاه خداوند، فرمودند:
مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ وَ دُعَاءِ ضَلَالَةٍ؛ آزمندانه سخن بدعت گويد و به گمراهي دعوت کند.
«مشغوف» و واژگان همخانوادة آن، شيفتگي، علاقه و محبت شديد را ميرسانند.