بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - مروري بر نکوهش بدعت در پاره اي گزيده هاي نهج البلاغه
«شغاف» غلاف قلب است و خداوند دربارة محبت و علاقة شديد زليخا به حضرت يوسف، از قول زناني که در خانة زليخا گرد آمده بودند، ميگويد: امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا ...؛[١] زن عزيز از غلام خود کام خواسته و سخت خاطرخواه او شده است. گفتهاند فاعل «شغفها» حضرت يوسف است و معناي جمله آن است که محبت آن حضرت غلاف قلب زليخا را پاره کرد و در درون قلب او جاي گرفت.[٢]
در خطبة هجدهم، امام(عليه السلام) پس از آنكه دربارة قضات ناصالح و اسير هوا و هوس فرمودند آنان بر اساس رأي خود حکم صادر ميکنند، با لحني کوبنده در نکوهش آنان فرمودند:
أَ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالٰـى بِالِاخْتِلَافِ فَأَطَاعُوهُ، أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ، أَمْ أَنْزَلَ اللهُ سُبْحَانَهُ دِيناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَىٰ إِتْمَامِهِ، أَمْ كَانُوا شُرَكَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَىٰ، أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ(صلى الله عليه وآله) عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ أَدَائِهِ؛ آيا خداوند به اختلاف فرمانشان داده است و اينان خدا را فرمان بردهاند؟ يا خداوند از اختلاف نهيشان فرموده و اينان نافرمانياش کردهاند؟ يا خداوند سبحان دين ناقصي فرستاده و از آنان براي اتمام آن کمک خواسته است؟ يا آنان انبازان خدايند که هرچه بخواهند بگويند و او ميبايد راضي شود؟ يا دين کاملي فرو فرستاده، ولي پيامبر(صلى الله عليه وآله) در تبليغ و بيان آن کوتاهي کرده است؟
همچنين امام(عليه السلام) در خطبة ٨٧ دربارة عالمنماي جاهل فرمودند:
قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ، وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلَى أَهْوَائِهِ، يُؤْمِنُ النَّاسَ مِنَ الْعَظَائِمِ، وَ يُهَوِّنُ كَبِيرَ الْجَرَائِمِ، يَقُولُ أَقِفُ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ وَ فِيهَا وَقَعَ، وَ يَقُولُ اَعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَيْنَهَا اضْطَجَعَ؛ کتاب خداي را به رأي و نظر خود تفسير ميکند و هوسهاي خود را در
[١] يوسف (١٢)، ٣٠. [٢] سید علياکبر قرشي، قاموس قرآن، ج ٣ ٤، ص ٤٨.