بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٦ - انگيزه ها و خاستگاه هاي پذيرش آراي متضاد در حوزه دين
كَثِيرًا»[١] وَ إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ؛[٢]
قضيهاي را براي داوري نزد عالم و قاضي برند و او به نظر خود فتوا دهد و حکم صادر کند؛ آنگاه همان قضيه نزد قاضي و عالمي ديگر مطرح شود، ولي او برخلاف اولي نظر دهد؛ پس قاضيان نزد امامي که آنان را به قضاوت نشانده است گرد آيند و او همة نظرها را تأييد کند. اين چه قضاوتي است؟ خدا، پيامبر و کتابشان که يکي است. آيا خداوند به اختلاف فرمانشان داده است و اينان خدا را فرمان بردهاند؟ يا خداوند از اختلاف نهيشان فرموده است و اينان نافرمانياش کردهاند؟ يا خداوند سبحان ديني ناقص فرستاده و از آنان براي اتمام آن کمک خواسته است؟ يا آنان انبازان خدايند که هرچه بخواهند بگويند و او ميبايد راضي شود؟ يا دين کاملي فرو فرستاده، ولي پيامبر(صلى الله عليه وآله) در تبليغ و بيان آن کوتاهي کرده است؟ در حالي که خداوند ميفرمايد: «هيچ چيزي را در کتاب فرو نگذاشتهايم» و در قرآن بيان هر چيزي هست؛ و همو يادآور شده است که آيات قرآن يکديگر را تصديق کنند و در آنها اختلاف و ناهماهنگي نيست و از اين روي فرمود:«اگر قرآن از طرف غيرخدا نازل ميشد، اختلاف زيادي در آن مييافتند». همانا ظاهر قرآن زيبا و باطن آن ژرف و ناپيداست؛ شگفتيهاي آن تمام نشدني و ناشناختههايش پايانناپذير است؛ و تاريکيها جز بدان روشن نگردد.
[١] نساء (٤)، ٨٢. [٢] نهج البلاغه، خطبه ١٨.