بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - انگيزه ها و خاستگاه هاي پذيرش آراي متضاد در حوزه دين
در گفتارهاي پيشين به بررسي ويژگيهاي بندگان محبوب و برگزيدة خدا پرداختيم. سپس بررسي ويژگيهاي خشمانگيزترين بندگان را که در بخش نهايي خطبة ٨٧ و خطبة هفدهم و هفتم مطرح شده بود پي گرفتيم. اينک در ادامة آن بحثها به بررسي خطبة هجدهم ميپردازيم که در آن مصاديق و نمونههاي عيني عالمنمايان خودپرست مطرح شده است. ذکر اين نمونههاي عيني در سخنان امير مؤمنان(عليه السلام) حاکي از آن است که حضرت از شيوهاي نادرست در زمانة خويش شکوه ميکنند و آنچه از آن سخن گفتهاند امري فرضي و خيالي و غيرواقعي نيست. چنانكه در آغاز گفتار پيشين گفتيم، بر اساس ساختار خطبهها و بيانات امير مؤمنان(عليه السلام) در کتاب تمام نهج البلاغه، خطبههاي هفدهم و هفتم و هجدهم، به ترتيب بخشي از خطبة ٢٤ آن کتاب را تشکيل ميدهند، و بر اساس اين چينش، مجال بررسي ادامة آن خطبه و خطبة هجدهم نهجالبلاغة مرحوم سيد رضي فرا رسيده است.
حضرت در نخستين بخش ميفرمايند:
تَرِدُ عَلَى أَحَدِهِمُ الْقَضِيَّةُ فِي حُكْمٍ مِنَ الْأَحْكَامِ فَيَحْكُمُ فِيهَا بِرَأْيِهِ ثُمَّ تَرِدُ تِلْكَ الْقَضِيَّةُ بِعَيْنِهَا عَلَى غَيْرِهِ فَيَحْكُمُ فِيهَا بِخِلَافِ قَوْلِهِ ثُمَّ يَجْتَمِعُ الْقُضَاةُ بِذَلِكَ عِنْدَ الْإِمَامِ الَّذِي اسْتَقْضَاهُمْ فَيُصَوِّبُ آرَاءَهُمْ جَمِيعاً وَ إِلَهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ.
حضرت از اوضاع زمانة خود شکوه ميکنند و به نکوهش عالمنمايان و قضات جاهل و نادان ميپردازند که بر اساس حدس و دريافت شخصي و رأي خود، يا غرضهاي سودجويانه در موضوع و قضية واحدي قضاوتهاي متفاوتي ميکنند و زحمت کشف حقيقت و قضاوت صحيح را بر خود هموار نميسازند. آنان با اينکه از نعمت و فيض وجود امير مؤمنان(عليه السلام) که امام معصوم و عالم به همة حقايق و علوم بود و در آشنايي به قرآن و فقه و قضاوت سرآمد زمان خويش بود و حتي خلفاي معاصر