بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - غفلت از خداوند بزرگ ترين کيفر الاهي
ديني ما نيز کاربرد بسياري دارد؛ از جمله در حديث «قرب نوافل» که در کتابهاي معتبر شيعي و با سندهاي گوناگون از پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده، آمده است:
إِنَّ اللَهَ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ: مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ، وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ؛[١] خداوند متعال ميفرمايد: هيچ بندهاي از بندگانم به سوي من تقرب نميجويد به چيزي که نزد من محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب کردهام. آنگاه او با نوافل (مستحبات) به من تقرب ميجويد تا اينکه او را دوست ميدارم و آنگاه که او را دوست داشتم، گوش او خواهم بود که با آن ميشنود و چشمي که با آن ميبيند و زباني که با آن سخن ميگويد و دستي که با آن برميگيرد. اگر مرا بخواند اجابت کنم و اگر درخواستي کند عطا کنم.
بر اساس اين حديث شريف کسي که در مسير تقرب به خداوند گام بردارد و افزون بر انجام واجبات، به مستحبات نيز بپردازد، به مقامي دست مييابد که چشمش خدايي ميشود و خدا با آن مينگرد و زبانش خدايي ميگردد و خدا با آن سخن ميگويد و دستش خدايي ميشود. درک اين معنا براي ما بسيار دشوار است و تنها رهيافتگان به آن مقام متعالي آن را درک ميکنند و فهم ديگران از آن مقام متعالي و رفيع ناچيز است. بهترين تفسير از حديث مزبور اين است که انسان تا آنجا ميتواند به خداوند تقرب جويد که هرچه را دارد در اختيار او نهد و افکار و رفتار خويش را از مسير اراده و خواست خداوند سامان دهد. در اين مرحله او چنان با قواي ارادي و فکري خويش مستغرق در معرفت و توجه به خداوند ميشود که ديگر به خودش و زندگياش توجه استقلالي ندارد.
[١] محمد بن يعقوب کليني، اصول کافی، ج ٢، ص ٣٥٢.