بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - سيرة حيواني عالم نمايان خودپرست
دارد و مردم تحت تأثير سخنانش قرار ميگيرند گمراه شود، آتش انحراف و گمراهي از درونش زبانه ميكشد و جان انسانهاي ناآگاه را فراميگيرد و آنان را نيز از طريق حق گمراه ميسازد. البته او با اين كار بار گناه خود را سنگين ميكند و در گناهان و انحرافات كساني كه به دست او منحرف گشتهاند سهيم ميگردد:
وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ؛[١] و البته بارهاي گران خود و بارهايي را همراه بارهاي خويش برميدارند.
اگر كسي مردم را به راه درستي و سعادت هدايت كرد، در اعمال خير كساني كه به دست او هدايت شدهاند سهيم است. در برابر، اگر كسي با سخنراني، مقاله و كتاب خود زمينة گمراهي و انحراف ديگران را فراهم آورد، تا زماني كه از اين طريق افكار باطل او در اختيار ديگران قرار ميگيرد و آنان را گمراه ميسازد، او در عذاب و كيفر آنان شريك است و پيوسته بر بار گناهان او افزوده ميشود.
بايد طالبان علم و انديشه به هوش باشند و بكوشند تا از سرچشمة قرآن و اهلبيت(عليهم السلام) معارف الاهي را فرا گيرند و بدون مسامحه به آنچه از طريق صحيح از منابع اسلامي فرا گرفتهاند عمل كنند. آنان نبايد دين خدا را بازيچه خود قرار دهند و آيات قرآن و آموزههاي دين را آنگونه كه خود ميخواهند و خوشايند مردم است تفسير و تأويل كنند.
يكي از دگرانديشان منحرف افتخار ميكرد كه در جمع كمونيستهاي ايراني در آلمان اسلام را به گونهاي معرفي كرده كه خوشايند همة آنان بوده است و گفتهاند: اگر اسلام چنين است ما نيز مسلمانيم! طبيعي است اسلامي كه در آن هيچ تكليف و قيد و بند و محدوديتي نباشد و به مردم اجازه دهد كه هرچه خواستند بگويند و هر كاري خواستند انجام دهند، و فساد و بيبندوباري و حتي وطنفروشي را مجاز بداند، براي
[١] عنكبوت (٢٩)، ١٣.