بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٩ - سيرة حيواني عالم نمايان خودپرست
حضرت، چنين تعبير كوبندهاي را دربارة ديگران به كار نبردهاند. همچنين نظير اين تعبير در قرآن و سخنان ديگر معصومان يافت نميشود، و اين تعبير تا حدي شبيه تعبير خداوند دربارة گمراهان تهي از قلب و چشم باطن است؛ آنجا كه ميفرمايد:
أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛[١] آنان همانند چارپايان و بلكه گمراهترند.
از منظر حضرت، عالمنماي فاسدي كه با فراهم آوردن شبهات و افكار جاهلانه بساط گمراهي گسترده است، چنان در غفلت غوطهور شده كه نميتواند قوانين صلاح و رستگاري را بشناسد تا آنها را به كار بندد و به سعادت دست يابد. وي همچنين از شناخت مسير باطل عاجز است؛ پس نميتواند خود را از گمراهي و كوري دل نجات دهد. قرآن، منبع كامل و جامع هدايت است و كسي كه با اخلاص و تواضع سر بر آستان آن نهد و دل خويش را آمادة پذيرش معارف نورانياش سازد، راه هدايت را يافته و زمينة سعادت خويش را فراهم آورده است. اما كسي كه هواي موقعيت و شهرت در سر دارد و در پي آن است كه با نيرنگ و نشخوار سخنان ظاهرفريب، مردم ناآگاه را گرد خود جمع كند و گمراه گرداند، نميتواند از معارف ناب هدايتبخش قرآن بهره برد. او با ذهن خالي از هوسها و شبهاتي كه به او القا شده نزد قرآن نميرود، بلكه با پيشداوريهايي به سراغ آن ميرود و ميكوشد تا آن را بر خواستهها و افكار باطل و شيطاني خود تطبيق دهد و محملي براي شبهات خود بسازد، تا آن شبهات در دل ناآگاهان بيشتر نفوذ كند و تأثير گذارد.
اين غارتگران انديشه، چونان مردگان در ميان زندگاناند؛ آن هم مردگاني موذي و خطرناك که بوي تعفن لاشة تفكراتشان مشام انسانهاي در پي بوستان انديشههاي ناب را ميآزارد. چهبسا جاهل گمراهي كه بر ديگران نفوذ ندارد خطري براي کسي نداشته باشد و ديگران را در گمراهي خود سهيم نگرداند، اما اگر عالمي كه بر ديگران نفوذ
[١] اعراف (٧)، ١٧٩.