دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٢٣
| بنور جلد: ١٢ شماره مقاله:٥١٢٣ |
بَنور، شهري كهن در شرقِ استان پنجاب هند كه در ٠ و ٤ عرض شمالى و ٦ و ٣
طول شرقى واقع شده است «اطلس...»، .I/١٤
نام شهر در زبان سنسكريت «وَهْنيور» بوده كه درگذر زمان به صورت بنيور و
بنور درآمده است. براي نخستينبار، بابر در سدة ٠ق/ ٦م از اين شهر با نام
امروزيِ آن نام برده است. در گذشته اين منطقه به سبب ياسمنهاي سفيدش
كه از آن عطر تهيه مىشده، شهرت داشته است. شايد به همين سبب است كه
برخى از منابع اين شهر را با نامِ پُشپانَگري و يا پُشپاوَتى، به معنى شهر
گلها ياد كردهاند؛ اما بايد گفت كه امروزه اين نام چندان درخور بنور نيست
نك: «فرهنگ...»، ؛ VI/٤١٤ بابر، ١٩-٢٠؛ ٢ .EIويرانههايى كه اين شهر را در بر
گرفته است، از قدمت تاريخ آن حكايت دارد «فرهنگ»، همانجا.
بنور در لشكركشى سلطان محمود غزنوي به هند در ٩٥ق/٠٠٥م به تصرف سپاهيان او
درآمد كوثر، ٨. اهميت اين شهر به دوران حكومت خاندان سادات ١٧ -
٥٥ق/٤١٤-٤٥١م باز مىگردد. اين خاندان نسب خود را به ابوالفرجِ واسطى
مىرساندند كه گفته شده: پس از استيلاي هلاكو بر بغداد در ٥٦ق/٢٥٨م به هند
مهاجرت كرده است. سر دودمان اين سلسله، خضرخان حك ١٧ -٢٤ق/٤١٤- ٤٢١ بود كه
از جانب اميرتيمور گوركانى، حكمرانىِ ملتان را داشت. چون حكامِ اين سلسله
در آغاز متكى به تيموريان بودند، نزد طبقات نظامى، افغانها و تركانِ دهلى
محبوبيتى نداشتند . سرانجام در ٥٥ق بساط حكمرانى آنان به دستِ بهلول خان
لودي از رؤساي طوايف افغان برچيده شد بازورث، ٧٥، ٨١؛ ٢ .EI
ظهيرالدين محمد بابر در ٣٢ق/٥٢٦م در بنور اردو زد و ضمن ستايش زيباييهاي
طبيعىِ اين منطقه دستور داد تا چارباغى در دهانة درة پرآب آنجا بسازند نك:
بابر، نيز «فرهنگ»، همانجاها. بنور در ١٧٧ق/٧٦٣م به تصرف نيروهاي سيك درآمد
و در قلمرو دولت پاتياله قرار گرفت و تا ٣٣٥ش/٩٥٦م كه در ايالت پنجاب هند
ادغام گرديد، تحت تصرف آنان باقى بود همانجا؛ ٢ .EI
از بزرگانِ اين شهر، شيخ آدم بنوري ه م از مشايخ نقشبنديه است كه در
دوران حكومت شاهجهان در سدة ١ق/٧م در اين شهر مىزيست. شاهجهان كه از نفوذ
او در ميان مردم بيم داشت، او را در ٠٥٢ق/٦٤٢م به مكه تبعيد كرد رضوي،
.٢٠٩
مآخذ: بابر، ظهيرالدين محمد، بابرنامه، كيوتو، ٩٩٥م؛ بازورث، ك. ا.،
سلسلههاي اسلامى، ترجمة فريدون بدرهاي، تهران، ٣٤٩ش؛ كوثر، مظفرعلى،
تاريخ سادات باهره، لاهور، ٤٠٧ق/٩٨٧م؛ نيز:
Britannica Atlas, Chicago etc., ١٩٩٦; EI ٢ ; The Imperial Gazetteer of India,
New Delhi, ١٩٠٨; Rizvi, A. A., Sh ? h Wal / -All ? h and His Times, Canberra,
١٩٨٠.
پرويز امين