دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٤٢
| بزرگمهر جلد: ١٢ شماره مقاله:٤٨٤٢ |
بُزُرْگْمِهْر، پسر بُختَگ،وزير و حكيمروزگار خسرو اولانوشيروانساسانىسل ٣١ -
٧٩مدر بعضىاز متونادبىو تاريخى. بزرگمهر عنوانىاستكهدر
متونپهلويبهصورتوُچورْگْمِتْر صفا، حماسهسرايى...، ٩ و وُزُرگمهرِ
بُخْتَگان، و در متونفارسىو عربىدورة اسلامىبهصورتهايگوناگونهمچونبزرگمهر
جلالالدينميرزا، ٣١، بزرجمهر دينوري، ٢؛ بيهقى، ابوالفضل، ٢٥، بوذرجمهر
ابوعلىمسكويه، ٣؛ ميرخواند، /٨٥ و ابوذرجمهر خواجو، ١ آمدهاست. از
بررسىفرهنگشاهنامهچنينبر مىآيد كهايننامدر شاهنامة فردوسى-
بهسببسازگاريبا بحر متقارب- هموارهبهصورتبوزرجمهر بهكار رفتهاستولف، ٥٧.
تلفظ امروزيايننامبزرگمهر، و در لغتبهمعنىآفتاببزرگ، يا
صاحبمحبتبزرگاستهدايت، رضا قلى، فرهنگ...، ٧٠ و از نظر ريشهشناسى،
مصحّفبُرْزمِهر يا داد بُرْزمهر استكهبهصورتزرمهر همنوشتهشده، و شايد
شكلصحيحآن داتبُرْژمِتْر بهار، /٢، و كهنترينصورتضبط آندر كتيبهها
«بورزومهر» باشد حبيبى، ٧.
بزرگمهر، رئيسرايزنانخاصدربار كشور، پاسبانشخصىپادشاهو رئيسدربار
بودهاستبهار، همانجا؛ «يادگار...»، ٠٣- ٠٤. بناكتىبزرگمهر را پسر سوخرا
دانستهاستص١. بهگفتة كريستنسنپسر سوخرا، زرمهر نامداشته سلطنت...، ٢، و
بهباورهمايىبختگلقب سوخرا، پدربزرگمهر بودهاستص٢٢. بر اساسشواهد
تاريخىسوخرا يكىاز درباريانقباد سل ٨٨- ٩٦؟ و ٩٨ يا ٩٩-٣١م، پدر انوشيروانبود
كهبهفرمانقباد كشتهشد كريستنسن، همان، ٢-٣، ٥. بناكتىسابقة وزارتبزرگمهر
را بهعهد جاماسبسل ٩٦- ٩٨ يا ٩٩مبرادر قباد رساندهاست. بهباور او، قباد پساز
پيروزيبرجاماسب، بهجبرانكشتنسوخرا، بزرگمهر را بهوزارترساند و بزرگمهر بعدها
در زمانانوشيروانهمچناندر مقاموزارتباقىماند ص٢ -٣. گفتههايبناكتىبيشتر
شبيهروايتهاياغراقآميز داستانهايامير حمزهنك: وهمن، ٦٨-٦٩ و رموز حمزهنك:
محجوب، ٣- ٨ است.
گروهىديگر بزرگمهر را وزير خسرو پرويز سل ٩٠ - ٢٨مدانستهاند مسعودي، ٠٥؛ نك:
مشكور، /٠٣٧؛ سايكس، /٣٥. در سياستنامهروايتىمبنىبر زندهبودنبزرگمهر پساز
زوالساسانيان٥١مآمدهنظامالملك، ٤٦، و در حكايتىاز نصيحة الملوك، بزرگمهر
بهمنظور آگاهىيافتناز شخصيتو سيرتعمر، رسولىبهمدينهفرستادهاستغزالى، ٥٤.
همة اينموارد، مبيّنميزانتوجهو علاقة نويسندگاندورة اسلامى، بهشخصيتبزرگمهر
است؛ اما بسامد آشفتگيهايىاز ايندست، در گزارشاحوالبزرگمهر
موجبشدهاستكهغربيانِ معاصر، بزرگمهر را شخصيتىافسانهايبپندارند، در
حالىكهدر تاريخو نيز در ادبياتفارسىپساز اسلام، وجود بزرگمهر در كنار
انوشيروانانكارناپذير است.
بر اساسمنابعفارسىو عربىدورة اسلامى، نخستينآگاهىاز حالبزرگمهر
آناستكهويدر نوجوانى، دانشآموز مكتبخانهايدر مرو بود فردوسى، چعلىاف،
/١١-١٢؛ مجمل...، ٥؛ ثعالبى، غرر...، ٢٠ -٢٢؛ خواندمير، ٦؛ ميرخواند، /٨٦؛
حمدالله، ٥٧؛ قس: قزوينى، ٣٥. در آنزمانانوشيروانخوابىديد كهخوابگزاراناز
گزارشآندرماندند. پسرسولانىبهسراسر كشور فرستاد تا گزارندة خوابرا بيابند.
معتمديبهنامآزاد سرو فردوسى، چعلىاف، /١١ در مرو گزارشخوابرا از استاد
مكتبخانهايكهبزرگمهر در آنجا تحصيلمىكرد، جويا شد. آناستاد تعبير خوابرا
نمىدانست، ولىبزرگمهرِ نوجوانآمادگىخود را برايگزاردنخوابدر حضور
شاهاعلامكرد و بهدربار انوشيروانراهيافتثعالبى، همان، ٢٠ -٢١؛ مجمل،
همانجا؛ قس: عوفى، ١٩، ٦٨. او گرامىترينوزير انوشيروانشد دينوري، ٢ و در
مقابلتختانوشيروانبراياو كرسىزر نهادند ابنبلخى، ٧ و در رديفشاهانرومو
چينو خزر يا قبچاقمىنشستهمانجا؛ تاريخ...، ٨.
درخشانتريناقدامبزرگمهر در دورانوزارت، گشودنراز بازيشطرنج بود. در
اينروايتكهبا اندكتفاوتىدر آثار نويسندگانگوناگوناز جملهفردوسىچعلىاف،
/٠٦ بب ، ثعالبى شاهنامة كهن...، ٥٥- ٥٦ و مؤلفمجملالتواريخص٥ و راونديص٠٧-
٠٨ آمده، پادشاههند بساط شطرنجرا بهدربار انوشيروانفرستاد تا
چنانچهايرانيانراز آنرا گشودند،هنديانهمچنانخراجگزار ايرانيانباشند، در
غيراينصورت، شاهايرانخراجرااز هنديانبرگيرد. بزرگمهر راز شطرنجرا گشود و در
برابر آنبازينرد را ابداعكرد و آنرا برايشاههند فرستاد، ولىدانايانهند از
گشودنراز بازينرد فروماندند نيز نك: ثعالبى، غرر، ٢٢ - ٢٥؛ عوفى، ٦٨-٦٩.
بهروايتىبزرگمهر بابىتازهبهشطرنجهنديانافزود
كهآراستنصفحهونحوةحركتمهرههايآنرا راوندينشاندادهاستص١٠.
بهگزارشويانوشيروانشطرنجِ برساختة بزرگمهر را برايقيصر رومفرستاد و
حكمايرومنيز دو بابديگر بر آنافزودند ص٠٧- ٠٨.
سوميناقداممهمدر زندگىبزرگمهر، مربوط
بهروزگارياستكهويبهخشمانوشيروانگرفتار و زندانىبود. در اينزمان، قيصر
رومبا پيشنهاديشبيهپيشنهاد شاههند فردوسى، چعلىاف، /٠٦- ٠٨ صندوقچهايسر
بهمُهر بهدربار ايرانفرستاد تا ايرانيانمحتوايآنرا حدسبزنند و اگر
نتوانستند، شاهايرانخراجرا از روميانبرگيرد. انوشيروانپساز نااميدياز
درباريانو دانشمندان، بهبزرگمهر متوسلشد و خود از او دلجويىكرد همان، /٦٠-٦٦.
بزرگمهر كهدر زنداننابينا شدهبود، پاسخرا يافتو از حبسرها شد و در
سالخوردگىعزتپيشينرا بهدستآورد ثعالبى، همان، ٣٤ - ٣٥؛ عطار، ٠٥- ٠٦.
نظرياتنويسندگانايرانىو عربىزباندورة اسلامىدر مورد فرجامكار بزرگمهر،
مختلفاست. برخىنويسندگاناز جملهدينوريهمانجا و مؤلفمجملالتواريخص٦
وابناسفنديارص٣٥- ٣٦ دربارة مرگبزرگمهر، سكوتكردهاند.
گروهىديگر بهادبار بزرگمهر در سالهايپايانزندگىاشارهمىكنند و با
طرحروايتهايگوناگون، علتآنرا بدگمانىانوشيرواننسبتبهويمىدانند. بهگفتة
فردوسىچعلىاف، /٥٥-٥٧ روزيبزرگمهر و انوشيروانبهشكار رفتند و از همراهاندور
ماندند. در اينزمان، انوشيروانخوابيد و پرندهايگوهر بازوبند او را بلعيد.
انوشيروانبرخاستو بدگمانشد كهبزرگمهر، بر اساستجويز پزشكانكهن،
برايپالودنطبعشاه، جواهراترا در خواببهخورد او دادهاستو بزرگمهر را از خود
راند. در روايتمجملالتواريخانوشيروانپساز بازگشتاز روم، هموارهاز بزرگمهر
رنجيدهخاطر بود همانجا و در گزارشابنبلخىچند بار در دورة وزارت، غرور و
سركشىدر بزرگمهر پديدار شد و كسانىاحوالاو را بهانوشيروانبازگفتند؛
چونانوشيروانوزير را شريكپادشاهىخود مىدانست، از او در هراسافتاد و
بهزندانشافكند؛ اما از آنجا كهبر خردمنديبزرگمهر واقفبود، هر بار او را از
زندانآزاد مىكرد و حرمتمىداشتص٢؛ قس: هدايت، مهديقلى، ٣٠-٣٢.
بهگزارشفردوسى، در زماناسارتبزرگمهر، پرسشو پاسخهايىمياناو و انوشيروانرد
و بدلمىشد و حاضر جوابيهايهوشمندانه، تند و تحقيرآميز بزرگمهر در اينميان،
اسبابتشديد رنجشخاطر شاهرا فراهممىآورد چعلىاف، /٥٧.
گروهسوماز نويسندگان، بهاعدامبزرگمهر اشارهكرده، و با روايتهايگوناگون،
سببآنرا تغيير مذهببزرگمهر دانستهاند. در روايتطرطوشىص٢٥ و
ابوالفضلبيهقىص٢٥- ٢٨؛ نيز نك: سايكس، /٣٥، بزرگمهر را
بهاتهامگرويدنبهآيينمسيح، مثلهكرده، يا گردنزدهاند. در روايتىديگر نيز
بزرگمهر بهاتهامگرايشبهمانويتاعدامشدهاستنك: مسعودي، /٠٥؛ مشكور، /٠٣٧.
شبهة تغيير مذهبو اعدامبزرگمهر از دو منشأ بهمتونتاريخىو ادبىراهيافتهاست.
نخستگزارشمسعودياستكهماجراياعدامبزرگمهر را در روزگار خسرو پرويز و پساز
نبرد ويبا بهرامچوبينآوردههمانجا، و پيداستكهاينگزارشاز جهتتاريخىتأييد
نمىشود. ديگريگزارشزينالعابدينشيروانىاستكهدر كتابىاز برزوياصفهانى، از
شاگردانبزرگمهر، چنانخواندهكهبزرگمهر بر دينفريدونو بر اساستعاليمكيخسرو
پسر سياوشزندگىمىكرده، و منكر آيينزردشتآيينرسمىروزگار
ساسانيانبودهاستص٠٨؛ قس: بيهقى، ابوالفضل، ٢٥.
صرفنظر از تشتتآراء در منابعدورة اسلامى، فقداننامبزرگمهر در آثار
تاريخىپيشاز اسلام، شرقشناسانرا بر آنداشتهاستكهويرا
شخصيتىافسانهايبشمارند نولدكه، ٠٧؛ كريستنسن، «داستان...»، شم ، ص٥٧.
بهاشارة بارتولد در مصر باستانكتابىدربارة وزيريآرمانىنوشتهشدهبود و ابوجعفر
زرتشتاوصافآنوزير را شايستة مهرنرسه، وزير بهرامگورساسانىسل ٢٠- ٣٨مدانست؛
سپسبهتدريجميهنپرستىخراسانيانموجبشدكهبزرگمهر افسانهاي، جايمهرنرسة
تاريخىرا بگيرد و اينامر تا جايىپيشرفتكهآثاريدر پند و اندرز بهنامبزرگمهر
تدوينشد نك: برتلس، ٩٢. در تحقيقبارتولد، اينكهچگونهابوجعفر
زرتشتبهمنبعمصريدستيافته، و اينكهچرا بزرگمهرِ افسانهايوزير بهرامگور
معرفىنشدهاست، روشننيست.
كريستنسندر تكميلنظرية بارتولد چنينگزارشكردهاستكهبر
اساسمتنىنوشتهبرپاپيروساز سدة قمبهخط آرامى، شخصىبهنام«اهيكر» يااحيقر
وزير پادشاهآشوريبوده، و موفقبهحلمعماهايىشدهكهبسيار
شبيهرويدادهايزندگىبزرگمهر استهمان، شم ، ص٩٣، ايران...، ٦-٧.
كريستنسنبرايبيانچگونگى پيوند خوردنداستان«اهيكر» بهعصر انوشيروان،
بزرگمهر راهمانبرزوية طبيب، آورندة كتابكليلهو دمنهبهايرانو طبيبدربار
انوشيرواندانستهاست«داستان»، شم ، ص٩٦. در استدلالوي، نخستيندليلِ
يكىبودنايندو شخصيتآناستكهبرزويه، تلفظ محبتآميز برزمهر، و برزمهر
شكلاصلىو صحيحبزرگمهر استهمانجا. در پژوهشكريستنسن، تعييننشدهاستكهاگر
اينهر دو يكشخصيت، و طبيبدربار بودهاند، چهكسىوزارتانوشيروانرا
داشتهاست.
دليلدومكريستنسنآناستكهپادشاههند كهشطرنجرا بهايرانفرستاد، «ديوسرم»
نامداشته، و كتابكليلهو دمنهنيز برايديوسرميا دابسلميا
دابشليمروايتشدهاستهمانجا؛ در حالىكهايناستدلالتنها بيانگر
آناستكهبازيشطرنجو كتابكليلهو دمنهدر اختيار يكپادشاههنديبودهاست.
سوميندليلكريستنسنآناستكهبرزويهو بزرگمهر هر دو از مردممرو بودهاند
همان، شم ٠، ص٨٥- ٨٦؛ حالآنكهبزرگانديگرينيز چونباربد از مردممرو و
منسوببهدربار ساسانيانبودهاند نك: اصطخري، ٠٨ و
دليلىبرايآميختنشخصيتآنانو ديگر شهروندانمرو وجودندارد. كريستنسنگفتار
مؤلففارسنامهابنبلخى، ٧ مبنىبر وجود كرسىزر در كنار
تختانوشيروانبرايبزرگمهر را مورد انتقاد قرار داده، و آنكرسىرا
محلنشستن«بزرگفر مدار»، دانستهكهدر اصل«بزرگدبير» يا «وزير» انوشيروانبوده
ايران، ٤٧ - ٤٨، ولىدر تحقيقاو هويتاينوزير روشننشدهاست. سخنآخر آنكهدر
هيچمنبعى، از پدر برزويه، با نامبختگيا سوخرا، ياد نشدهاستو بر
اساسباببرزوية طبيبدر آغاز كليلهو دمنهپدر برزويهاز لشكريانبودهچقريب، ١؛
داستانها...، ٧، ولىنامىاز او نرفتهاست.
بر اساسمنابعايرانىو عربىدورة اسلامى، بزرگمهر نهفقط بهعنوانوزير
دانايانوشيروان، بلكهبهعنوانيكدانشمند، قهرمانملى، دانايرازهايمكتومو
عاملسرشكستگىدولتهايهند و رومدر برابر ايرانصفا، حماسهسرايى، ٥٢ و آگاهاز
علومپزشكىو ستارهشناسىفردوسى، چژولمل، /٨٣٠-٨٣١ معرفىشدهاست.
پندنامة بزرگمهر بهانوشيروانو داستانهايبازينرد و شطرنج، در جايخود از
مهمترينداستانهايدورة تاريخىشاهنامهبهشمار مىآيد صفا، همان، ١١.
اندرزگويى، وجهبارز شخصيتبزرگمهر است. حاصلانديشهو جهانبينىبزرگمهر در
بزمدر شاهنامهبهانوشيروانعرضهشدهاستچژولمل، /٨٨٧ بب . بزرگمهر
همچنينچكيدة حكمتخود را در ٢ اصلدر اختيار انوشيروانقرار دادهكهرعايتآنها
موجبتأمينامنيتشاهو مردماستمسعودي، /٩٥-٩٦؛ ميرخواند، /٨٧- ٨٨؛ خواندمير، ٧-
٨.
اشتغالبزرگمهر بهارشاد انوشيروان، چنانمورد توجهنويسندگاندورة
اسلامىواقعشدهاستكهدر آثار نويسندگانايرانىو عربىزبانِ ايندورههر جا از
پند و اندرز سخنمىرود، از بزرگمهر نيز نامىبهميانمىآيد. در آثار
نويسندگانعربىزبانهمچونجاحظ، ابنقتيبه، ابنعبدربه، ابراهيمبيهقىو تنوخى،
پندهايمشابهىتكرار شدهاستجاحظ ، /٠، ٨٨-٨٩؛ ابنقتيبه، /٧، ٧، جم ، /، ٠، جم ؛
ابنعبدربه، /٩٠، /٦٤، ٠٨، /٣بب ، /٩؛ بيهقى، ابراهيم، ٨٧؛ تنوخى، /٥٩-٦٠؛
ولىدر آثار ايرانيانوالاترينتعاليماخلاقى، با روايتهايگوناگونبهبزرگمهر
نسبتدادهشدهاستنك: مرزبان، /٧٢-٧٤، ٢٣- ٢٦؛ عنصر المعالى، ٨-٩، ٦، ٢١؛
نظامالملك، ٧٩-٨٠، ٤٦؛ عوفى، ٧٥- ٧٦، ٣٥. سعديدر نگارشگلستانبراينمونه،
ص٦، ١، ٣؛ نيز نك: دباشى، ٥ - ٥ و جامىدر نگارشبهارستانبراينمونه، ص١
داستانهايحكمتآميزيبهبزرگمهر نسبتدادهاند كهمأخذ آنها دانستهنيست. در
اينحكايتها انوشيروانبهاسطورهاياز عدالتتبديلشدهاستكهعدالتاو از گذر خرد
بزرگمهر اعمالمىشود دباشى، ٥ و چنينمىنمايد كهروابط بزرگمهر و انوشيروان در
دربارهايناامندورة اسلامى، دستاويزيبرايطرحلزومرعايتعدلو خرد، در شيوة
زمامداريشدهاستهمو، ٧.
بخشىاز شهرتبزرگمهر در دورة اسلامىاز آنجاستكهعباسيانهموارهبهشيوة
ساسانياندر رعايتتوازنبينعناصر و اقوامتحتحكومتشانتوجهداشتند و ازشيوة
سلطنتانوشيروانو وزارتبزرگمهر پيرويمىكردند زرينكوب، ١٧. در
منابععربىزبانمتقدممثلاً نك: خطيب، ٠/٠٧؛ ابنطقطقى، ٨٥؛ ابنكثير، ٠/٩،
حتىابومسلمخراسانىمق ٣٧ق/٥٤م، داعىعباسيانفرزند بزرگمهر معرفىشدهاستنك:
نفيسى، /٤٤؛ صفا، تاريخ...، /٤؛ هر چند كهاختلافنظر در احوالابومسلمكمتر از
بزرگمهر نيستزرينكوب، ٠١.
وجهديگر شخصيتبزرگمهر، تبحر درپيشگويىو آگاهىاز رازهايسر بهمهر است. بنا بر
گزارشابنخلدون مقدمه، /٣٢، العبر، /٠٦ پيشگويىانقراضدولتساسانىو
پيشگويىولادتپيامبر اسلامصرا بهبزرگمهر نسبتدادهاند هدايت، مهديقلى، ٣٣.
در تمامىاينحكايتها دانشبزرگمهر از دو راهعرضهشدهاست: يا از راهتعبير
خوابهمانجا؛ فردوسى، چعلى اف، /١٠ بب ، يا با نوعىدريافتشهوديخيام، ٣-٤؛
ملطيوي، ٤٣- ٤٥. از اينرو، سهرورديد ٨٧ق/١٩١مدر تشريحقواعد و ضوابط فلسفة
اشراقدر بابنور و ظلمت، اساسحكمتاشراقرا شيوة دانايانسرزمينپارسو از
جملهبزرگمهر دانستهاستص٩؛ شهرزوري، نزهة...، /٣-٤، شرح...، ١، ٣؛ دانشپژوه،
؛ شايگان، ٠٧.
در متونادبىفارسى، هموارهوزيرانبا تدبير بهبزرگمهر تشبيه، و با اوصافاو
سنجيدهشدهاند نك: جاجرمى، /٠٩؛ سوزنى، ٣٠؛ معصومعليشاه، /٥٠.
آثار منسوببهبزرگمهر:
. پندنامة بزرگمهر بختگان، خطاببهانوشيروان، بهپهلويدر ٢٥ ،كلمه. ايناثر در
٨٨٥مبهدستور پشوتنبهرامسنجانا در مجموعة گنجشايگانبهچاپرسيدهاستصفا،
حماسهسرايى، ٩؛ پورداود، ٨. ماهيار نوابىترجمة فارسىايناثر را با
عنوان«يادگار بزرگمهر» در ٦٤ بند در ٣٣٨شدر نشرية دانشكدة ادبياتتبريز س١، شم
بهچاپرساندهاست. همچنينآوانوشت، متنفارسىو ترجمة انگليسىآنبا
عنواناندرزنامة بزرگمهر در ٣٥٠شتوسط فرهاد آبادانىدر اصفهانمنتشر شدهاست.
شيوةاينپندنامه، تااندازهايبهشيوة پند دادنبزرگمهر بهانوشيرواندر شاهنامة
فردوسىشبيهاست؛ از اين رو، ماهيار نوابىآنرا بدونشكيكىاز
منابعفارسىدانستهاستص٩٤- ٩٨. ابوعلىمسكويهد ٢١ق/٠٣٠ممفاد
هميناندرزنامهرا در كتابجاويدانخرد ص٣ - ٦ گنجاندهاست.
. ظفرنامه، عنوانىاستكهدر دورة اسلامىبهمجموعة فارسىسخنانمنسوببهبزرگمهر
اطلاقشده، و نخستينبار حاجىخليفهبراساسروايتىنامعتبر، مترجماينمتناز
پهلويبهفارسىدريرا ابنسينا ٧٠- ٢٨ق/٨٠-٠٣٧مدانستهاست/١٢٠؛ نيز نك: صديقى،
٠؛ در حالىكهسبكِ نثر آن، با شيوة نگارشفارسىابنسينا در دانشنامه،
مغايرتدارد همو، ٩؛ مهدوي، ٨١. متنظفرنامهرا نخستينبار شارلشفر در ٨٨٣مدر
فرانسهبهچاپرساند و بعد از آندر ٣٠٩شتوسط رجويدر تبريز، و بعدها توسط
مهديبيانىبهچاپرسيد و سپسغلامحسينصديقىدر ٣٤٨شآنرا در تهرانبهچاپرساند
صفا، جشننامه...، /٩ -٠.
. «باببرزوية طبيب» در آغاز كليلهو دمنه. هنگامىكهبرزويهكليلهو دمنهرا
بهايرانآورد، هيچگونهپاداشمادينپذيرفتو در عوضخواستتا احوالاو از تولد تا
آنزمان، در ابتدايمتنمترجَمكليلهو دمنهافزودهشود.
انوشيرواننگارشباببرزوية طبيبرا بهبزرگمهر واگذارد نك: ابنمقفع، چقريب، ٣-
٦، چحسنزادة آملى، ٢ -٤، چحسين، ٣- ٥؛ مجمل، ٥؛ فردوسى، چعلىاف، /٤٧بب.
در زمانابننديمنيز شايعبودهكهبخشىاز كليلهو دمنهرا بزرگمهر
ساختهاستابننديم، ٦٤؛ اما در بعضىاز نسخههايفارسىكليلهو دمنه،
نگارشباببرزوية طبيببه ابنمقفعنسبتدادهشدهحسين، ٥، و
علتاينپنداشتآناستكهدر ترجمة سريانىكليلهو دمنهكهبر
اساسمتنپهلويصورتگرفته، باببرزوية طبيبوجود ندارد قريب، «و»؛ اما بنا بر
پژوهشغفرانىخراسانىبا توجهبهمغايرتباببرزوية طبيببا ديناسلام،
نگارشآندر دورة اسلامىممتنعاستص٢٥.
. ماديگانشترنگ، گزارشىاستاز بازيشطرنجكهدر ٣٤٧شتوسط محمد تقىبهار،
بهفارسىترجمهو چاپشدهاست.
آثار يافتنشده: . بازنامة كسرينوشيروان، بهپهلويكهتا
زمانتأليفجامعالعلوم ستينىتوسط فخرالدينرازي٤٤ - ٠٦ق/ ١٤٩-٢٠٩موجود
داشتهاستفخرالدين، ٤٣-٤٤. . ترجمة هيربدسار، نامهاياز مهآباد كهبزرگمهر
آنرا برايانوشيروانترجمهكردهاست دبستان...،/٩. .
گردآوريدانشافزاينوشيروانى، در تاريخپادشاهىايرانهدايت، رضا قلى،
مجمعالفصحا، /٤٩. . ايريدجيا البريدج، در احكامنجومكهشايد
معربويژيذكبهمعنىگزيدهباشد. ايناثر كهدر سدههاينخستاسلامىهنوز
باقىبودههمايى، ٢٢-٢٣، ترجمهاياز كتابمواليد واليسيا
فاليسرومىبودهاستهمانجا؛ قفطى، ٦١. . كتاببزرگمهر فىمسائلالزيج. ايناثر
در دورة صفوياندر اصفهانتدريسمىشدهاستهمايى، ٠٥. . فصولبزرگمهر، كهفقط
ابوبكر خوارزمىبهايناثر اشارهكردهاستهمانجا.
مآخذ: ابناسفنديار، محمد، تاريخطبرستانبهكوششعباساقبالآشتيانى، تهران،
٣٦٦ش؛ ابنبلخى، فارسنامه، بهكوششلسترنجو نيكلسن، تهران، ٣٦٣ش؛
ابنخلدون، العبر؛ همو، مقدمة، بهكوششعلىعبدالواحد وافى، قاهره، دارنهضه؛
ابنطقطقى، محمد، تاريخفخري، ترجمة محمد وحيد گلپايگانى، تهران، ٣٥٠ش؛
ابنعبدربه، احمد، العقد الفريد، بهكوششمفيد محمد قميحه، بيروت،
دارالكتبالعلميه؛ ابنقتيبه، عبدالله، عيونالاخبار، بيروت،
٣٤٣ق/٩٢٥م؛ابنكثير، البداية و النهاية، بهكوششاحمد ابوملحمو ديگران، بيروت،
٤٠٧ق/٩٨٧م؛ ابنمقفع، عبدالله، مقدمة كليلهو دمنه، ترجمة نصر اللهمنشى،
بهكوششحسنحسنزادة آملى، تهران، ٣٤١ش؛ همو، همان، بهكوششعبدالعظيمقريب،
تهران، ٣٥١ش؛ همو، همانمتنعربى، بهكوششطهحسينو عبدالوهابعزام، قاهره،
٩٤١م؛ ابننديم، الفهرست؛ ابوعلىمسكويه، احمد، جاويدانخرد، ترجمة
تقىالدينمحمد شوشتري، بهكوششبهروز ثروتيان، تهران، ٣٥٥ش؛ اصطخري،
ابراهيم، مسالكو ممالك، ترجمة كهنفارسى، بهكوششايرجافشار، تهران، ٣٤٠ش؛
برتلس، ي. ا.، تاريخادبياتفارسى، از دورانباستانتا عصر فردوسى، ترجمة
سيروسايزدي، تهران، ٣٧٤ش؛ بناكتى، داوود، تاريخ، بهكوششجعفر شعار، تهران،
٣٤٨ش؛ بهار، محمد تقى، سبكشناسى، تهران، ٣٤٩ش؛ بيهقى، ابراهيم، المحاسنو
المساوي، بيروت٩٧٠م؛ بيهقى، ابوالفضل، تاريخ، بهكوششعلىاكبر فياض، مشهد،
٣٥٦ش؛ پورداود، ابراهيم، تفسير بر خردهاوستا، بمبئى، انجمنزرتشتيانايرانى؛
تاريخپادشاهانعجم، چسنگى، ٢٦٢ق؛ تنوخى، محسن، الفرجبعدالشدة، بهكوششعبود
شالجى، بيروت، ٣٩٨ق؛ ثعالبىمرغنى، حسين، شاهنامة كهنپارسى، ترجمة محمد
روحانى، مشهد، ٣٧٢ش؛ همو، غرراخبار ملوكالفرسو سيرهم، بهكوششزُتنبرگ،
پاريس، ٩٠٠م؛ جاجرمى، محمد، مونسالاحرار، بهكوششصالحطبيبى، تهران، ٣٥٠ش؛
جاحظ، عمرو، البيانو التبيين، بهكوششحسنسندوبى، قاهره، ٣٥١ق/٩٣٢م؛ جامى،
عبدالرحمان، بهارستان، بهكوششاسماعيلحاكمى، تهران، ٣٦٧ش؛ جلالالدينميرزا،
نامة خسروان، تهران، ٣٧٠ش؛ حاجىخليفه، كشف؛ حبيبى، عبدالحى، حاشيهبر
زينالاخبار گرديزي، تهران، ٣٦٣ش؛ حسين، طه، مقدمهبر كليلة و دمنة نك: هم ،
ابنمقفع؛ حمداللهمستوفى، نزهة القلوب، بهكوششلسترنج، ليدن، ٣٣١ق/٩١٣م؛
خطيببغدادي، احمد، تاريخبغداد، بيروت، ٣٤٩ق/٩٣١م؛ خواجويكرمانى، محمود،
خمسه، بهكوششسعيد نياز كرمانى، كرمان، ٣٧٠ش؛ خواندمير، غياثالدين، دستور
الوزراء، بهكوششسعيد نفيسى، تهران، ٣٣٥ش؛ خيام، نوروزنامه،
بهكوششمجتبىمينوي، تهران، كتابخانةكاوه؛ داستانهايبيدپاي كليلهو دمنه،
ترجمة محمد بنعبداللهبخاري، بهكوششپرويز خانلريو محمد روشن، تهران، ٣٦٩ش؛
دانشپژوه، محمد تقى، مقدمهبر فلسفة اشراقاسماعيلريزي، تهران، ٣٦٩ش؛
دباشى، حميد، «انوشيروانو بوزرجمهر در گلستانسعدي»، ايرانشناسى، تهران،
٣٧٠ش، س، شم ؛ دبستانمذاهب، بهكوششرحيمرضا زادهملك، تهران، ٣٦٢ش؛
دينوري، احمد، الاخبار الطوال، بهكوششعبدالمنعمعامر و جمالالدينشيال،
قاهره،٩٦٠م؛ راوندي،محمد، راحةالصدور، بهكوششمحمد اقبال، تهران، ٣٣٣ش؛
زرينكوب، عبدالحسين، تاريخايرانبعد از اسلام، تهران، ٣٦٣ش؛
زينالعابدينشيروانى، رياضالسياحه، بهكوششاصغر حامد ربانى، تهران، ٣٣٩ش؛
سايكس، پرسى، تاريخايران، ترجمة محمد تقىفخر داعىگيلانى، تهران، ٣٣٥ش؛
سعدي، گلستان، بهكوششغلامحسينيوسفى، تهران، ٣٦٨ش؛ سوزنىسمرقندي، محمد،
ديوان، بهكوششناصرالدينشاهحسينى، تهران، ٣٣٨ش؛ سهروردي، يحيى، حكمة
الاشراق، ترجمة جعفر سجادي، تهران، ٣٦١ش؛ شايگان، داريوش، هانريكربن، آفاق
تفكر معنويدر اسلامايرانى، ترجمة باقر پرهام، تهران، ٣٧١ش؛ شهرزوري، محمد،
شرححكمة الاشراق، بهكوششحسينضيايىتربتى، تهران، ٣٧٢ش؛ همو، نزهة الارواحو
روضة الافراح، بهكوششخورشيد احمد، حيدرآباد دكن، ٣٩٦ق/٩٧٦م؛ صديقى،
غلامحسين، مقدمهبر ظفرنامه، منسوببهابنسينا، تهران، ٣٤٨ش؛ صفا، ذبيحالله،
تاريخادبياتدر ايران، تهران، ٣٣٨ش؛ همو، جشننامة ابنسينا، تهران،
٣٧١ق/٣٣١ش؛ همو، حماسهسرايىدر ايران، تهران، ٣٦٣ش؛ طرطوشى، محمد،
سراجالملوك، اسكندريه، ٢٨٩ق؛ عطار نيشابوري، فريدالدين، الهىنامه،
بهكوششريتر، استانبول، ٩٤٠م؛ عنصرالمعالىكيكاووس، قابوسنامه،
بهكوششغلامحسينيوسفى، تهران، ٣٦٤ش؛ عوفى، محمد، جوامعالحكايات،
بهكوششمحمد رمضانى، تهران، ٣٣٥ش؛ غزالى، محمد، نصيحة الملوك،
بهكوششجلالالدينهمايى، تهران، ٣٥١ش؛ غفرانىخراسانى، محمد،
عبداللهبنالمقفع، قاهره، ٩٦٥م؛ فخرالدينرازي، جامعالعلوم، چسنگى،
بمبئى، ٣٢٣ق؛ فردوسى، شاهنامه، بهكوششرستمعلىاف، مسكو ٩٧٠م؛ همو، همان،
بهكوششژولمل، تهران، ٣٧٤ش؛ قريب، عبدالعظيم، مقدمهبر كليلهو دمنهنك: هم
، ابنمقفع؛ قزوينى، زكريا، آثار البلاد، بيروت، ٣٨٠ق/٩٦٠م؛ قفطى، على،
تاريخالحكماء، اختصار زوزنى، بهكوششليپرت، لايپزيگ، ٩٠٣م؛ كريستنسن،
آرتور، ايراندر زمانساسانيان، ترجمة رشيد ياسمى، تهران، ٣٣٢ش؛ همو،
«داستانبزرجمهر حكيم»، ترجمة عبدالحسينميكده، مهر، تهران، ٣١٢-٣١٣ش، س، شم
-٢؛ همو، سلطنتقباد و ظهور مزدك، ترجمة احمد بيرشك، تهران، ٣٧٤ش؛ كليلهو
دمنه، بهكوششعبدالعظيمقريبنك: هم ، ابنمقفع؛ ماهيار نوابى، يحيى، مجموعة
مقالات، شيراز، ٣٥٥ش؛ مجملالتواريخو القصص، بهكوششمحمد تقىبهار، تهران،
٣١٨ش؛ محجوب، محمد جعفر، «بزرگمهر دانايايرانىدر افسانههايفارسى»،
ايرانآباد، تهران، ٣٣٩ش، شم ؛ مرزبانبنرستم، مرزباننامه، تحرير
سعدالدينوراوينى، بهكوششمحمد روشن، تهران، ٣٦٧ش؛ مسعودي، على،
مروجالذهب، بهكوششيوسفاسعد داغر، بيروت، ٣٨٥ق؛ مشكور، محمدجواد،
تاريخسياسىساسانيان، تهران، ٣٦٦ش؛ معصومعليشاه، محمد معصوم،
طرائقالحقائق، بهكوششمحمد جعفر محجوب، تهران، كتابخانة سنايى؛ ملطيوي،
محمد، بريد السعاده، بهكوششمحمد شيروانى، تهران، ٣٥١ش؛ مهدوي، يحيى،
فهرستنسخههايمصنفاتابنسينا، تهران، ٣٣٣ش؛ ميرخواند، محمد، روضة الصفا،
تهران، ٣٣٨ش؛ نظامالملك، حسن، سياستنامه، بهكوششهيوبرتدارك، تهران،
٣٤٧ش؛ نفيسى، سعيد، محيط زندگىو احوالو اشعار رودكى، تهران، ٣٣٦ش؛ نولدكه،
تئودُر، تاريخايرانيانو عربها در زمانساسانيان، ترجمة عباسزرياب، تهران،
٣٥٨ش؛ ولف، فريتس، فرهنگشاهنامة فردوسى، تهران، ٣٧٧ش؛ وهمن، فريدون،
«ماجرايحمزهنامه»، نامة مينوي، بهكوششمحمد روشن، تهران، ٣٥٠ش؛ هدايت، رضا
قلى، فرهنگانجمنآرايناصري، بهكوششاسماعيلكتابچى، تهران، ٣٣٨ش؛ همو،
مجمعالفصحا، بهكوششمظاهر مصفا، تهران، ٣٣٩ش؛ هدايت، مهديقلى،
بخشنخستينگزارشايرانپيشاز اسلام، بهكوششحاجعبدالرحيم، تهران، ٣١٧ق؛
همايى، جلالالدين، تاريخادبياتايران، تهران، ٣٦٦ش؛ «يادگار بزرگمهر»،
بهكوششيحيىماهيار نوابى، نشرية دانشكدة ادبياتتبريز، تبريز، ٣٣٨ش، س١، شم .
مريممجيدي