ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٢٤ - ٣ - اشيائي از مباحات ده آيه
والد و ولد نباشد . گفته شده اصلش مصدر است بمعنى كلال پس استعاره قرار داده شده از قرابتى كه عصبه نيست چه آن قرابت نسبت به عصبه كلال آور است آنگاه موروث يا وارث به كلاله موصوف شده بمعنى صاحب كلاله است چنان كه گفته مىشود « فلان من قرابتى » كه بمعنى صاحب قرابت است و در « ن » ( ظاهرا مجمع البيان است ) گفته است بروايت از ائمهء ما عليهم السلام كلاله عبارت است از اخوه و اخوات . و مذكور در اين آيه اخوه يا اخواتى است كه از طرف مادر باشند و مذكور در آخر سوره ، اخوه و اخواتى است كه از طرف پدر و مادر يا از طرف پدر باشد . . » ٧ - آيهء ١٧٦ ، از سورهء نساء * ( يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ الله يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَه وَلَدٌ وَلَه أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُها إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَنِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ الله لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَالله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * فاضل چنين افاده كرده است « پيش از اين دانستى كه كلاله بر اخوهء پدر و مادرى و هم بر اخوهء پدرى تنها يا مادرى تنها صادق مىآيد و حكم كلاله مادرى در آيهء پيش ياد شد و مراد از كلاله در اينجا اخوهء پدر و مادرى يا اخوهء پدرى است . پس مىگوييم هر گاه همهء كلاله ها با هم جمع شوند آنان كه از سوى مادر قرابت دارند اگر يكى باشد يك سدس و اگر بيشتر باشند يك ثلث مىبرند و بقيه به نزديكان از طرف پدر و مادرى داده مىشود و نزديكان به تنهاى پدر را چيزى نيست ليكن اگر قرابت پدر و مادرى نباشد اين نزديكان پدرى قائم مقام آنان مىشوند و نصيب آنان به ايشان مىرسد و اگر قرابت مادرى نباشد همهء مال به قرابت پدر و مادرى داده مىشود و اگر قرابت پدر و مادرى نيز نباشد همه به قرابت پدرى مىرسد و از اين پيش گفتيم كه اگر در موردى به قرابت مادرى منحصر شد يك سدس يا يك ثلث ( بحسب دو فرض ) بعنوان فرض از ايشانست و بقيه ، بمذهب شيعه ، بعنوان رد به ايشان داده مىشود و به عقيدهء فقيهان ( از عامه ) بقيه