روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٩٤ - روزشمار جنگ سه شنبه ٢١ دی ١٣٦١ ٢٦ بیع الاول ١٤٠٣ ١١ ژانویه ١٩٨٣
درگیری ها و عملیات نظامی داشته است.
[وی همچنین] هنگام خروج از جنگل به اتفاق سایر جنگلی های که قریب ١٠ نفر می شدند مشارکت در بسته بندی و اختفای سلاح ها و مهمات داشته و تا زمان دست گیری تاریخ ٢٠/مرداد/١٣٦١ ارتباط خود را با تشکیلات حفظ نموده است.
دفاعیات محمود آزادی
پس از قرائت کیفرخواست، در این هنگام محمود آزادی به دفاع از خود پرداخت و ارتکاب موارد اتهام را منکر شد، لیکن متهمین دیگر هر یک به عنوان شاهد در تأیید و چگونگی جنایاتی که نام برده مرتکب شده است توضیحاتی به دادگاه ارائه دادند. یکی از متهمین گفت: "محمود آزادی مسئول یک گروه بوده است، ولی ادعا دارد که قبل از انجام عملیات به خاطر این که یکی از اعضای گروه فرار کرده بود بقیه ی اعضا مجبور به بازگشت شدند و بیش از چند تیر شلیک نکردند." او خطاب به محمود آزادی گفت: "دروغ می گوید چراکه آن ها هر چه فشنگ داشتند به طرف برادران پاسدار در جاده ی کنار جاده ی معدن شلیک کردند و علت برگشتن او و هم راهانش تمام شدن مهمات شان بود. آن ها هر کدام حداقل ١٠٠ تیر فشنگ هم راه داشته اند و موقع برگشتن فقط ٣ یا ٤ عدد فشنگ داشتند." یکی دیگر از متهمین نیز به عنوان شاهد گفت: "محمود آزادی وقتی به جنگل برگشت به جنگلی ها گفت ما ماشین هایی که از جاده عبور می کردند همه را به رگبار بستیم و پاسدارها وقتی گلوله می خوردند مثل کبک تیرخورده به بالا و پایین می پریدند. وی افزود: "این متهم که ادعا می کند ما فقط صدای ماشین پاسدارها را شنیده ایم و به طرف صدا تیراندازی کرده ایم دروغ می گوید، زیرا آن جا جاده ی معدن است و همیشه کامیون ها از آن جاده عبور می کنند و آن طور نیست که جاده ی متروکه یی باشد که اگر یک ماشین از آن جا عبور کند غیر عادی باشد و آن ها به طرف صدای ماشین تیراندازی کنند." بر اساس این گزارش متهم دیگری در مورد گوشه یی دیگر از موارد اتهام محمود آزادی گفت: "نام برده هم راه عده یی، مقداری مواد غذایی از جمله قند و شکر و برنج از انبار جهاد سازندگی و همچنین تعدادی مرغ از مرغداریی که نزدیک انبار جهاد است دزدیده اند. سپس، محمود آزادی که با اظهارات دیگر متهمین رو به رو شده بود، در حالی که مواردی از اتهامات را پذیرفت، گفت: "ما چون مواد غذایی کم داشتیم، تصمیم گرفتیم جاده را ببندیم و ماشین های حامل برنج را مصادره کنیم، ولی از آن جا ماشینی که حامل برنج باشد عبور نکرد. متهم در ادامه ی دفاعیات خود گفت: "قرار بود افراد حزب اللهی روستاهای اطراف را شناسایی کنیم و به قول "اتحادیه" آن ها را پاک سازی کنیم تا مردم خیال شان راحت شود که کسی نیست که گزارش بدهد و مردم که انتظار قیام سربداران را دارند با خیال راحت به اعضای سربداران کمک کنند و خودشان مراکز سپاه و بسیج را اشغال کنند." وی افزود: "رهبران گروه به ما می گفتند مردم می خواهند به ما کمک کنند، ولی کانال ندارند و اگر ما به شهر برویم مردم خودشان همه ی کارها را انجام می دهند و دسته های گل به گردن ما خواهند انداخت. آیت الله گیلانی به متهم گفت: "همه ی دوستان شما می گویند که شما دروغ می گویید و کسی نمی تواند از شما بپذیرد که راست می گویید مسلماً کسی که مسلح باشد در جایی که جان خود را در خطر می بیند تیراندازی می کند و این ثابت می کند که شما تیراندازی کرده اید و الآن دروغ می گویید و ما می توانیم همین جا در دادگاه به خاطر قسم دروغ شما به خدا و قرآن و دروغ هایی که در دادگاه گفته اید شما را حد بزنیم و شما نباید از رأفت دادگاه سوء استفاده کنید.
کیفر خواست عبدالرضا ابراهیمی
سپس سیداسدالله لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکز، کیفرخواست عبدالرضا ابراهیمی با نام های مستعار اکبر و عبدی متهم ردیف ٢٠ را قرائت و ضمن آن که برای وی نیز تقاضای اشد مجازات را کرد موارد اتهام را به این شرح اعلام نمود:
١. عضویت فعال در سازمان محارب و الحادی اتحادیه ی کمونیست های ایران و مسئول ستاد تبلیغاتی سازمان در مدرسه ی عالی تلویزیون.