روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٠٣ - روزشمار جنگ شنبه ٩ بهمن ١٣٦١ ١٤ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٩ ژانویه ١٩٨٣
نوشته است: «برادر حسن در این گونه امور نیز از دیگران سبقت می گرفت و نسبت به کادرسازی توجه زیادی داشت و مثل یک مدیر کاردان خصوصیت آموزش دهی بالایی داشت. افراد دور و بر را خیلی سریع در برخوردهای اولیه و کوتاه مدت شناسایی می کرد و استعدادها را سبک و سنگین می کرد و اهلیت های بچه ها را پیدا می کرد و در نتیجه متناسب با اهلیت آن ها، مسئولیت می داد واگر فردی نسبت به مسئولیتی و کاری علاقه مند بود، ولی استعداد نداشت و در عمل مشخص می شد که بازدهی ندارد و اهل چنین کاری نیست بدون ملاحظه با او در میان می گذاشت که فلانی این کار از شما برنمی آید و با حوصله مطرح می کرد که با توجه به استعداد شما بهتر است در فلان امر فعالیت کنی، علاقه ی تنها کافی نیست.
وقتی بنا بود کسی با او کار کند و کاری برای وی در نظر می گرفت و بخشی از مسئولیت ها را در جنگ به وی محول می کرد، تا زمانی که از نزدیک با وی در تماس بود و بر کارش نظارت داشت و تشویقش می کرد و راهنمایی می کرد خطِ کاری برای وی مشخص می کرد و با حوصله مأموریت های محوله ی نظامی اش را گوش می داد و نکات منفی را متذکر و نکات مثبت را تقویت می کرد و فرد را به موقع تشویق می کرد. افرادی که با او کار می کردند ساخته می شدند و پس از گذشت زمان کوتاهی که دور از انتظار بود، این فرد به اصطلاح کادر می شد و می توانستند مسئولیت قبول کنند و بر این اساس در تقسیم کار قرارگاهی و مأموریت های نظامی روی این افراد به عنوان کادر حساب می شد که از برکت تلاش و تدبیر فرماندهی باقری بود.[١]
او همیشه متذکر می شد کار را باید به دیگران سپرد و خودش از همه پیش قدم تر بود. با حوصله و دقت زیاد به نیروهای تازه وارد کار محول می کرد و نظارت و پی گیری می کرد و نتیجه ی کار بعد از گذشت هر ماه و میزان رشد و کارایی فرد تازه وارد را در جمع بالاتری به بحث می گذاشت و مدام مثل یک کلاس درس تجربی و عملی نوع کار و حجم کار را افزایش می داد و فردی که زیر دست او کار می کرد از پیشرفت کار خودش لذت می برم و رشد می کرد. چون تیزبین بود و محاسن فرد تازه وارد را بهتر از دیگران می فهمید، خیلی سریع با شناختی که از فرد پیدا کرده بود، بخشی از کارها را به او محول می کرد و افراد نیز در کنار ایشان در متن عمل خیلی چیزها یاد می گرفتند؛ از نحوه ی برخوردش با افراد، اخلاق را و از نحوه ی برخوردش با حرکات دشمن، علم شناسایی و اطلاعات را، از نحوه ی برخوردش با فرمانده بالاتر اطاعت را، از طرز بیان و ایراد سخن در جلسات یاد می گرفتند که چگونه سخن بگویند و جمع بندی کنند و تحلیل ارائه دهند و از محول کردن کار و مسئولیت به افراد زیردست، یاد می گرفتند و اعتماد به نفس پیدا می کردند که چه میزان استعداد ناشناخته دارند و چه میزان می توانند رشد کنند و اراده پیدا می کردند[٢]
خود نیز در امر آموزش خصوصاً آموزش عملی علاقه مندی زیادی نشان می دهد. با تلاش های پی گیری که انجام داد باعث شد چندین دوره از برادران مناطق ده گانه با دعوت به جنوب کلاس آموزش طرح و عملیات (رکن سوم) دایر نماید که با جدیت و پشتکار در کنار حجم زیاد کار عملیاتی، خودش به این امر رسیدگی می کرد و تمام اندوخته ها و تجربیات عملی خودش و دیگران برادران را در اختیار قرار می داد و با آموزش های فشرده یی در این زمینه [در] بیش از ٣ دوره، ٣٠ نفر الی ٤٠ نفر را آموزش داد که بسیار مفید شد و از وجود این برادران در جنگ و در قسمت های طرح و عملیات تیپ ها استفاده گردید و برکت زیادی در زمینه ی بالا بردن کیفیت رزمی تیپ ها و کادرسازی ایجاد گردید[٣]
خیلی از کادرهای جنوب و مخصوصاً مسئولین اطلاعات - عملیات و بعدها طرح عملیات و بعضاً فرماندهان، شاگردان او بودند.
حسن باقری نه تنها یک فرمانده و استاد که یک رجُلِ کهنه کار جنگ بود که در تمام ابعاد نظامی با تجربه و ماهر شده بود.»[٤]
[١] مأخذ ١٧، صص ١٣ - ١٢.
[٢] مأخذ ١٧، صص ٩ - ٨.
[٣] مأخذ ١٧، ص ٥٠.
[٤] مأخذ ١٧، ص ١٣.