روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٥ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١ دی ١٣٦١ ٦ ربیع الاول ١٤٠٣ ٢٢ دسامبر ١٩٨٢
ضمیمه ی گزارش ١٠
مشروح سخنان حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی بدین شرح است:
«دشمنان ما و لیبرال های مذهبی و غیر مذهبی (جبهه ی ملی و عواملی مانند نزیه و...) روی دو عامل اصلی فکر نکرده بودند و آن مردم و روحانیت بود. این ها تمام محاسبات شان این بود که توده ی مردم عواملی هستند که با یک اشاره به هر طرف می شود آن ها را برد و از روحانیت هم برداشت شان این بود که یک گروه ساده، مخلص و زحمت کش هستند که در یک مرحله از آن ها استفاده می کنیم و بعد برمی گردند و به قم می روند و گاهی در گورستان ها و بعضی تشریفات دیگر از آنان استفاده می شود و بقیه ی کارها را هم روشن فکران انجام می دهند و خلاصه مملکت را روشن فکران غرب زده و آن هایی که پایی در غرب داشته اند اداره خواهند کرد. عده یی هم وقتی مردم آن ها را بیرون کردند، هنوز فکر می کنند که می توانند
برگردند و زندگی پابرجایی برای خودشان درست نکرده اند. واقعاً این ها برنامه ریزی می کردند و ما برای این گونه مسائل برنامه ریزی نداشتیم.
این مردم و روحانیونی که در صحنه بودند و خود شما که جزء همین مردم بودید به چیزی جز انقلاب و اسلام فکر نمی کردید و آرزو هم داشتند تمام کسانی که آن جور فکر می کردند بمانند و خدمت بکنند و با هم باشیم.
طرز تفکر ما از روز اول اصلاً این نبود که چپی ها، لیبرال ها، غیر اسلامی ها را حذف کنیم؛ ذهن ما این بود که انقلاب اسلامی است؛ مردم مسلمان هستند و کشور اسلامی است و قرآن حاکم است و کسانی که در گذشته خطوط انحرافی داشته اند بیایند با هم کار بکنیم و از آن برخوردهای اول ما در انقلاب شما می توانید مطمئن باشید که ما چیزی غیر از این فکر نمی کردیم، ولی آن ها از اول به حذف می اندیشیدند، فکر می کردند که اگر مسائل قدری جا افتاد، ماها باید برویم. وقتی امام یک کمی دیر به قم رفتند - که البته دیر هم نبود - می گفتند که چرا امام در تهران مانده اند. وقتی امام قم بودند فکر می کردند اگر هفته یی یا ماه و سالی یک بار هیئت دولت می روند خدمت امام، این برای امام کافی است.
در مورد مردم اصلاً برای شان قابل قبول نبود که مردم بیایند و شعار بدهند و چیزی را از دولت یا مجریان بخواهند و مسئولین تحت فشار مردم قرار بگیرند. حتی وقتی حزب الله دخالت کرد در بعضی کارها، به ماها می گفتند چرا شما این ها را سرکوب نمی کنید و چرا به این ها نمی گویید به خانه های شان برگردند.»
حجت الاسلام رفسنجانی ادامه داد:
«آن ها روی مردم نمی خواستند حساب کنند و به مردم می گفتند شما نقش تان را انجام داده اید. شاه وقتی رفت و حکومت مال ایرانی ها شد و به اسم هم اسلامی شد، دیگر کار تمام شده. به روحانیت و امام هم همین را با صراحت می گفتند و هنوز هم می گویند و تعجب می کردند اگر روحانیت بخواهد مسئولیت رسمی بگیرد و حزب الله در صحنه باشد. البته شاید در این زمینه حساب شده عمل می کردند. البته، این دو عامل که مایه و پایه انقلاب بوده اند و هستند و محورشان هم اسلام است، چون بودند و هستند انقلاب راه خودش را به صورت تکاملی طی کرده و به خوبی پیش می رود. به نظر من اوضاع و حرکت انقلاب با توجه به دو عاملی که اشاره کردم به جایی رسیده است که ما موفق شده ایم تمام امیدهای آن خطوط انحرافی را که اشاره کردم از بین ببریم و پابرجاتر از روز اول جریان دارد کار خودش را می کند. نه تنها این ها بلکه ارباب های بزرگ این ها و جریانات بین المللی که این ها سایه ها و عروسک های آن ها هستند هم دارند به همین نتیجه می رسند که این جا جاده ها کوبیده شده و خطوط و