روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣١٣ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٢ دی ١٣٦١ ٢٧ ربیع الاول ١٤٠٣ ١٢ ژانویه ١٩٨٣
از اعضای سازمان چند جعبه کتاب را که داخل بعضی از جعبه ها مقداری اسلحه بود، به منزل خواهرم آورد و من آن ها را در خانه ی وی پنهان کردم، ولی تمام کتاب ها و سلاح ها در یک آتش سوزی که ناشی از احتکار بنزین بود از بین رفت." وی افزود: "مرکزیت اتحادیه به من گفته بود که یکی از هواداران در کمیته ی مرکز با بعضی افراد تماس دارد و می تواند زندانیان را فراری دهد و در این رابطه ١٥٠ هزار تومان پول از سازمان دریافت کردم و به شخص مذکور دادم، ولی او نتوانست زندانیان را فراری دهد. البته، این موضوع مربوط به قبل از دست گیری من است." وی همچنین چگونگی سوء استفاده از صداقت پاسداران کمیته و فرار از کمیته را توضیح داد و از کار خود اظهار پشیمانی کرد.
پس از دفاعیات متهم، دادستان کیفرخواست علی علیزاده با نام مستعار علی ام - یک، متهم ردیف ٢٦ عضو به اصطلاح سربداران را قرائت و اتهامات وی را بدین شرح اعلام کرد: ارتباط با تشکیلات محارب و الحادی اتحادیه ی کمونیست های ایران؛ مشارکت در درگیری هیجده آبان و مسلح بودن متهم در حین درگیری (وی کمک تیربارچی بوده است)؛ مشارکت در درگیری خونین ٢٢ آبان در داخل جنگل که در این درگیری ده ها تن از برادران ارتشی و پاسدار شهید شدند؛ شرکت مستقیم در حمله ی معروف ششم بهمن سال ١٣٦٠ به شهر آمل و مشارکت در درگیری مسلحانه ی منطقه یی معروف به گزناسرا (این درگیری ٢٠ روز بعد از حمله به شهر آمل صورت گرفت).
علی علیزاده چون دیگر متهمین همه ی اتهامات را قبول کرد و در دفاع از خود سعی داشت علی رغم شرکتش در درگیری ها خود را از داشتن مسئولیت مستقیم در جنایات آمل تبرئه کند، ولی یکی از اعضای خانواده ی شهدا در جایگاه شهود حاضر شد و ضمن نشان دادن عکس برادر شهیدش گفت که برادرش در باغ رضوانیه به دست متهم به شهادت رسیده است. متهم در قسمتی از اظهارات خود گفت: "همه ی کسانی که در جنگل حضور داشتند قصد درگیری داشته اند و این که کسی تیراندازی کرده باشد یا نه در شدت جرم تأثیری نخواهد داشت." سپس، چند تن از اعضای خانواده ی شهدا ضمن نشان دادن عکس های شهدا به رئیس دادگاه نحوه ی شهادت هر کدام را توضیح دادند. آن گاه اسدالله لاجوردی خطاب به حسین ریاحی و فرامرز طلوعی سمنانی رهبران گروه، گفت: " همه ی کمونیست ها از هر دسته یی که باشند در امریکا عضو اتحادیه ی کمونیست ها هستند و بین آن ها اتحاد وجود دارد." وی سپس این سؤال را مطرح کرد که چرا تا شاه در ایران بود برای مبارزه با شاه به ایران نیامدند؟
دادستان انقلاب اسلامی مرکز سپس در تشریح ماهیت کنفدراسیون، رابطه ی کنفدراسیون با ساواک، حزب طوفان، جبهه ی ملی، شوروی و گروهک های وابسته را افشا کرد.
در پایان محاکمه، مادر یکی از متهمین به نمایندگی از سوی خانواده های آن ها از دادگاه تقاضای تخفیف کرد، ولی یکی از متهمین با کسب اجازه از دادگاه خطاب به خانواده های متهمین گفت: " ما جسارت آن را نداریم که از خانواده های شهدا طلب عفو کنیم. شما که این جا نشسته اید و فرزندان خود را این گونه خوار و زبون می بینید به جای این که به فکر عفو ما باشید باید از همان روز های اول ما را به راه اسلام هدایت می کردید. شما ما را از وجود خانواده های پرمحبت و مؤمنی مثل خانواده های شهدایی که این جا حضور دارند محروم کردید و از این به بعد باید به فکر این باشید که اهداف اسلام اجرا شود و از زاویه ی پدر و مادر بودن به مسئله نگاه نکنید." وی افزود: "قبل از این که نگران آینده و سرنوشت ما باشید باید به فکر این باشید که چگونه اسلام می تواند پیشرفت کند و افرادی مثل ما کم تر رشد کنند و باید دید چه نوع کیفری برای ما به نفع اسلام خواهد بود."
متهم همچنین گفت: "من از حضور خانواده های متهمین در دادگاه از این نظر نگران بودم که یک وقت بین خانواده های شهدا و خانواده ی متهمین برخوردی پیش می آید، ولی خوش بختانه خانواده های شهدا با آن چنان نجابتی با شما برخورد کردند که من تصور آن را نمی کردم. ما نمی خواهیم در روزهای آخر عمر منشأ تحریک برای خانواده های مان باشیم و این تحریک داغ بیش تری برای مردم ستم دیده به جا بگذارد."[١]
[١] مأخذ ١٥.