روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦١٠ - روزشمار جنگ شنبه ١٦ بهمن ١٣٦١ ٢١ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٥ فوریه ١٩٨٣
٤٥ نفر ١٠ نفر به جرم عضویت در گروه کمونیستی و اشاعه ی کمونیسم به ده سال زندان انفرادی و بقیه به جرم عضویت به ٢ تا ٧ سال زندان محکوم گردیدند. ارانی دو سال بعد در زندان مُرد. دستگاه حاکمه ی
استالین در قبال این واقعه، سکوت مطلق پیشه کرد و حتی یک خبر کوچک درباره ی دست گیری، محاکمه و مرگ ارانی از سوی حکومت استالین انتشار نیافت.
پس از سقوط دیکتاتوری رضاخان در ٧ مهر ١٣٢٠، جلسه یی در منزل سلیمان محسن اسکندری و به ریاست وی تشکیل شد که شامل آزادشدگان گروه ٥٣ نفر و نیز برخی فعالین حزب کمونیست سابق بود. در این جلسه همچنین فردی به نام علی اوف از طرف سفارت شوروی شرکت داشت. این در واقع جلسه ی مؤسسان حزب توده بود. این حزب تا ٦ سال پس از تأسیس از تأمین منافع تمام طبقات سخن گفت و از سال ١٣٢٧ به بعد اعلام کرد که این حزب، حزب زحمت کشان یعنی کارگران، دهقانان، پیشه وران و روشنفکران است. حزب توده تا سال ١٣٣٢ به سرعت گسترش یافت و اندکی قبل از کودتای ٢٨ مرداد، تشکیل جبهه ی واحد ضد دیکتاتوری را به دکتر مصدق پیشنهاد کرد که پذیرفته نشد. بعد از کودتا حزب پُرقدرت توده محو شد. اعضای آن تسلیم، دست گیر یا متواری شدند و این شیر، برفی از آب درآمد.
از این پس با سرکوب در داخل، فعالیت حزب توده در خارج ادامه یافت و با حمایت شوروی کار تبلیغی می کرد. در سال ١٣٥٤ رسماً اعلام کرد که ایدئولوژی و جهان بینی حزب توده ی ایران مارکسیسم - لنینیسم است و خود را حزب طراز نوین طبقه ی کارگران ایران دانست. مسابقه ی ارتقای حزبی و نزدیکی به مسکو عمده ترین تلاش های کادرهای اصلی حزب طی مبارزات خارج کشور آنان بوده است. طی این مدت انشعابات متعددی از این حزب صورت گرفت که به صورت ده ها گروه دانشجویی و غیره فعالیت می کردند و تماماً نیز به صورت دشمنان سرسخت حزب توده درآمدند.
به عنوان مثال از عناصر شاخصی که از حزب توده جدا شدند و به پایه گذاری گروه های دیگری پرداختند از بیژن جزنی و مسعود احمدزاده می توان نام برد. احمدزاده که دارای گرایش مائوئیستی بود، شوروی را به کلی رد می کرد و جنگ مسلحانه را به عنوان تنها مشی مبارزه، هم در استراتژی و هم در تاکتیک، مطرح می کرد. بیژن جزنی که نسبت به احمدزاده به مشرب حزب توده نزدیک تر بود، اعتقاد داشت جنگ مسلحانه تاکتیکی است که تا مرز پیوستن توده ها به جنبش، ادامه می یابد. جزنی شوروی را به کلی رد نمی کرد. این دو منشأ دو جریان مارکسیستی منتقد حزب توده شدند که بعداً با ائتلاف خود سازمان چریک های فدایی خلق را پایه گذاری کردند. در هر صورت، جریان های عمده یی چون سازمان انقلابی که بعدها پایه ی اصلی حزب رنجبران شد و نیز جریان چریک های فدایی خلق و کلاً تمام جریان های مارکسیستی در ایران، ریشه در حزب توده داشته اند و عموماً به محکومیت شدید این حزب می پرداختند.
در هنگامه ی اوج گیری انقلاب اسلامی و بعد از آن در کنار فعالیت مخفی نظامی که به آن اشاره شد، حزب توده به فعالیت علنی سیاسی پرداخت و پس از مدتی گیجی و تزلزل، جناح بَرنده در حاکمیت نظام جدید را کشف کرد و پیرو آن شد. رابطه ی حزب با دیگر گروه ها مبتنی بر نظرات گروه مقابل درباره ی شوروی بود نه با حزب توده. به این ترتیب که همه ی گروه ها به شدت حزب توده را می کوبیدند، اما این حزب تنها گروه های ضد روسی نظیر پیکار و رنجبران را مورد حمله ی تبلیغاتی - سیاسی قرار می داد و آن ها را "امریکا ساخته و سیا پرداخته" می خواند. محوری ترین مواضع حزب توده که در هیچ شرایطی تغییر نیافت مسئله ی شوروی بوده است. این مسئله از همان ابتدای تأسیس حزب شروع شد و در همه ی شرایط ادامه یافت.
در واقع، پیدایش حزب توده معلول مبارزات کارگری یا تکامل مبارزات روشنفکران چپ نبوده است، بلکه در وضعیت حضور ارتش شوروی در ایران و با نظر حزب کمونیست آن کشور پدید آمد و متقابلاً و آشکارا رابطه ی اطاعت و سرسپردگی به حزب مادر را نشان داد و تبلیغ کرد.
این وابستگی آشکار همچنان ادامه یافت و بارها و بارها تئوریزه شد. در سال ١٣٤٨ حزب توده، شوروی را به عنوان یک پشتیبان نیرومند و بدون جانشین و بدیل برای جنبش های آزادی بخش معرفی کرد و سیستم جهانی سوسیالیستی را تنها نیروی قاطع در نبرد ضد امیریالیستی خواند. حتی بعد از