روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٠٩ - روزشمار جنگ شنبه ١٦ بهمن ١٣٦١ ٢١ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٥ فوریه ١٩٨٣
فارس و مسدود شدن خط لوله ی نفت بانیاس در سوریه، از کلیه ی درآمدهای خود به
استثنای صادرات روزانه مقداری نفت از خط لوله ی ترکیه محروم شده است و از آغاز جنگ تحمیلی خود علیه ایران از طریق کمک های مالی پادشاهی سعودی، کویت و برخی تولیدکنندگان نفت در منطقه ی خلیج فارس به فعالیت های خود ادامه می دهد.»
در این مقاله همچنین آمده است که بر اساس گزارش منابع بانکی، عراق به دلیل مشکلات اقتصادی در طول سال ١٩٨٢، هیچ گونه قراردادی منعقد نکرده است. به علاوه، بسیاری از کمپانی ها و کارخانجات این کشور اکنون با مشکلات مالی مواجه هستند. حکومت بعث عراق برای کسب درآمد ارزی تنها متوسل به استفاده از خط لوله ی نفتی شده است که از خاک ترکیه عبور می کند و این میزان درآمد اندک نیز در تأمین هزینه های لازم جنگی که ماهانه چند میلیارد دلار صرف آن می شود، نقش چندانی ندارد.
به همین دلیل، برخی کشورهای مرتجع حوزه ی خلیج فارس از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به منظور کمک مالی به حکومت بعث عراق حدود ٢٠ میلیارد دلار هزینه کرده اند.[١]
ضمیمه ی گزارش ٥٠٣
فرمانده گردان ١٧ الفتح مهاباد در گزارشی درباره ی چگونگی سقوط پایگاه درمان نوشته است: «طبق اظهارات یکی از بازماندگان پایگاه (سرباز ارتش) فرمانده پایگاه درمان چندین مرتبه با حزب دمکرات مستقر در منطقه ارتباط برقرار کرده بود و آمادگی خود را برای تسلیم پایگاه اعلام نموده بود که در آخرین ارتباط ظاهراً در مورخه ١٤/١١/١٣٦١ مدارک و اطلاعات لازم را برای تسلیم به دشمن توسط یکی از عوامل خود (سرباز) برای آن ها ارسال می کند که در بین راه توسط نیروهای کومه له سرباز مذکور دست گیر می شود و گردان کومه له یک شب زودتر (٢٣:١٥) به پایگاه حمله نمود و علی رغم مقاومت تعدادی سرباز متعهد و ٢٢ نفر بسیجی مستقر در پایگاه، بعد از ساعتی پایگاه سقوط نمود.
البته هم کاری فرمانده پایگاه بعداً توسط رادیو کومه له نیز اعلام گشته و نامبرده در رادیو کومه له مصاحبه نمود و به این موضوع اعتراف نمود.»[٢]
ضمیمه ی گزارش ٥١١
معرفی اجمالی حزب توده ی ایران
سابقه ی تاریخی: پس از یک دوره پشتیبانی سوسیالیست ها و کمونیست های ایران از رضاشاه، رابطه ی فیمابین به سردی گرایید و سپس به دشمنی مبدل شد. در سال ١٣١٠، رضاشاه قانون منع فعالیت های اشتراکی را به تصویب رساند و تجمع محدود کمونیست ها تحت عنوان حزب کمونیست ازهم پاشید و مناسبات ایران و شوروی اندکی رو به تیرگی رفت، ولی مجدداً حسنه شد. بنابراین، بزرگ ترین امیدواری و امکان نیروهای چپ برای راه اندازی مجدد تجمع و سازمان مربوطه از بین رفت. مدتی بعد عده یی از محصلین اعزامی به اروپا که به ایران بازگشته بودند و تمایلات مارکسیستی پیدا کرده بودند گرد هم جمع شدند (به قولی عبدالصمد کام بخش داماد خانواده ی کیانوری آنان را گرد هم جمع کرد). به این ترتیب، محفلی مارکسیستی نه برای مبارزه با دیکتاتوری رضاخانی، بلکه برای آموزش مارکسیسم تشکیل شد که تقی ارانی مؤسس و گرداننده ی این محفل بود. این گروه که به گروه ٥٣ نفر معروف شد، در مراحل بسیار ابتدایی فعالیت خویش لو رفت و همه ی اعضای آن را پلیس دست گیر کرد. از گروه ٥٣ نفر، ٤٥ نفر گناه کار شناخته شدند و از این
[١] مأخذ ١٢، ص آخر، به نقل از روزنامه ی امریکایی واشنگتن پست.
[٢] سند شماره ١/٥١٢٥٦٦/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش اجمالی محمود شاعری فرمانده گردان٧ الفتح مهاباد، ٢٨/٧/١٣٨٧، ص ١.