روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٠٦ - روزشمار جنگ شنبه ٩ بهمن ١٣٦١ ١٤ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٩ ژانویه ١٩٨٣
برادر باقری ما باید ببینیم گره مواصلاتی دشمن کجاست تا بتوانیم راه کارمان را بهتر انتخاب کنیم. برادر باقری گفت: گره مواصلاتی شیب است و چزابه است و شما با استفاده از این راه کار این گره را فلج خواهی کرد.[١]
فرمانده تیپ سوم از لشکر زرهی اعتقادی به این نوع مانور (تک احاطه یی یک طرفه) نداشت و لذا
بحث در قرارگاه به مناقشه یی در فضای بحث های تخصصی عملیاتی کشیده شد. باقری پیشنهاد داد که نیاکی [شهید] فرمانده لشکر٩٢ زرهی به هم راه این جانب و خودش از منطقه ی رملی و دیدگاه های مسلط بر دشمن شناسایی به عمل آورند و اگر در این شناسایی نیاکی به اطمینان رسید، طرح عملیاتی به تصویب برسد.
من [رشید] به هم راه باقری شب به قرارگاه تاکتیکی لشکری که نیاکی عهده دار فرماندهی آن بود در شمال کرخه، رفتیم و شب را در آن جا خوابیدیم که صبح زود به منطقه ی مورد نظر حرکت کنیم. صبح که برای نماز بلند شدیم، نیاکی را آماده در حالی که پوتین و لباس نظامی بر تن داشت جلو قرارگاه مشاهده کردیم که قدم می زد.
بعد از نماز صبح، با یک دستگاه جیپ میول حرکت کردیم. گاهی که جیپ در رمل ها از حرکت می ایستاد - باقری راننده بود - نیاکی ٥٨ ساله، بلافاصله به پایین می پرید و خودرو را هل می داد. در طول مسیر هم برادر باقری مرتباً با لحنی که بر واقعیات و توکل بر خدا آمیخته و مبتنی بود و با روحیه یی امیدوارکننده، تشویق می کرد و بر راه کار پیشنهادی اش که نتیجه ی زحمات شبانه روزی برادران پاسدار بود، اصرار ورزید. بالاخره به دیدگاه ها رسیدیم. سیدعلی حسینی [شهید] از روی زمین و باقری از روی نقشه و زمین دقیق توضیح می دادند و نیاکی با قرار گرفتن در دیدگاه با دوربین تجهیزات و نوع آرایش دشمن را نگاه می کرد، وقتی به دیدگاه سوم که در عمق و مسلط بر منطقه ی عمومی تنگه ی چزابه بود رسیدیم، نیاکی به زمین منطقه نگاهی کرد، روی رمل ها غلتی زد و در حالی که پشت به رمل ها به حالت نیمه نشسته قرار داشت گفت: "برادر رشید، من پذیرفتم!..."
برگشتیم و شب به قرارگاه فرماندهی در اهواز رسیدیم. نتیجه ی شناسایی ها گزارش شد و این جمله یی بود که نیاکی خطاب به صیاد بر زبان جاری کرد: "قربان من قبول کردم - مانور عملیات به این شکل که سپاه پیشنهاد می دهد موفق خواهد بود."[٢]
باید این مطلب را در تاریخ جنگ نوشت که راه کاری که در عملیات طریق القدس از آن نیروها استفاده کرده و دشمن را به طور کامل محاصره کردند و حتی نیروها از ١٠ کیلومتری غرب قرارگاه فرماندهی تیپ دشمن سر درآوردند و از نیروهای دشمن تنها فرمانده تیپ توانست فرار کند و دشمن به طور کامل نابود گشت و یک گردان کامل توپ خانه ی ١٥٢ میلی متری شامل ١٩ قبضه ی سالم دست رزمندگان افتاد؛ راه کار ابتکاری حسن باقری بود و طراح، فرمانده و مجری عملیات در این محور که موجب موفقیت در کل عملیات و آزادی بستان شد، شخص حسن باقری بود.
بعدها که مدارک به دست آمده در عملیات طریق القدس از دشمن ترجمه شد، معلوم گردید که دشمن تمام راه کارهای احتمالی را بررسی کرده بود و مقاصد تعرضی ما را خوانده بود و نحوه ی نبرد خودش را به کلیه ی تهدیدهای احتمالی ما طرح ریزی کرده بود و برای هر قسمت از یگان هایش دستور عملیاتی صادر کرده بود و تنها همان راه کار که مورد استفاده ی نیروهای خودی قرار گرفت را بررسی نکرده بود، که همان راه کار نیز دشمن را نابود کرد. "الذین جاهدوا فینا و لنهدینهم سبلنا".»[٣]
عملیات فتح المبین
روایت رشید از نقش و جایگاه حسن باقری در عملیات فتح المبین که به آزادسازی زمین های شمال خوزستان انجامید و نیز عملیات بیت المقدس (آزادسازی خرمشهر) چنین است:
«در فتح المبین حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را به عهده داشت که نیروهای تحت فرمانش دو
[١] مأخذ ١٧، صص ٢٥ - ٢٤.
[٢] سند شماره ١٤٥٦ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: کنگره ی احیاء تفکر و اندیشه ی شهید حسن باقری، صص ٤ - ٣.
[٣] مأخذ ١٧، صص ٢٥ - ٢٣.