روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٢٠ - روزشمار جنگ یکشنبه ١٧ بهمن ١٣٦١ ٢٢ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٦ فوریه ١٩٨٣
ما این قدرت را دارا می باشیم که هر وقت بخواهیم با نیروی هوایی و موشک های خود عمده ترین شهرهای ایران را ویران کنیم، ولی ما باید بگذاریم آن ها اعصاب و صبر خود
را از دست بدهند تا مرتکب اقدامات اشتباه آمیز دیگری شوند و آنان را به جایی بکشانیم تا بتوانیم نیروهای عمده شان را متلاشی نماییم.
وضع نظامی در حال حاضر عمدتاً به نفع ما تغییر پیدا کرده است این بهبودی وضع که در واقع پس از بازگشت به خطوط مرزی بین المللی ما آغاز گردید و علل آن از این قرار می باشد: اولاً خطوط ارتباطی مان طولانی بود که چنین وضعی نتایج زیر را به بار می آورد:
١. دشواری مانور با نیروها از بخشی به بخش دیگر از بخش های عملیات با در نظر گرفتن محدودیت هایی که بر ما تحمیل شده بود چه دست زدن به مانور به این واحدها مستلزم این بود که در خاک دشمن صورت گیرد آن هم در شرایطی که از وسایل پدافندی کشور خود محروم باشیم، لذا ایجاب می گردید که نیروها را شبانه در خارج از بخش های خویش به حرکت درآوریم، برعکس که آنچه اکنون در داخل سرزمین های ما رخ می دهد چه حرکت نیروها هم در روز و هم در شب هنگام، بر حسب مقتضیات اوضاع صورت می گیرد. ٢. واحدهای ما هنگامی که در خاک دشمن بودند به استحکامات و فراهم کردن موضع های دفاعی خود آن طور که اکنون صورت می گیرد، چندان اهمیتی نمی دادند. چه این نیروها می دانند که بقای آن ها در خاک ایران موقتی است. ٣. و هنگامی که خطوط ارتباطی ارتش در درون خاک دشمن بسیار طولانی باشد و برای جنگی درازمدت، حتماً چون باری بر دوش ارتش سنگینی خواهد کرد، خواه از لحاظ امنیت واحدها و خواه از لحاظ امنیت خطوط ارتباطی؛ چه امنیت واحدها به سود دشمن مختل می گردد، زیرا مقر فرماندهی و نقاط کارهای صحرایی و طرق ارتباطات آن ها قطعاً در معرض تهدید قرار می گیرند. همچنین واحدها در چنین حالتی در معرض جداشدگی و محاصره شدن قرار می گیرد، به ویژه هنگامی که دشمن به شیوه ی تعرض غیر مستقیم دست زند. دشمن روی این شکاف ها به نحوی تکیه کرد که ما را مجبور ساخت که واحدهای بیش تری را به این گونه امور اختصاص دهیم تا از این رخنه گری های دشمن جلوگیری کنیم و این امر به زیان واحدهایی صورت می گرفت که برای دفاع از خطوط مقدم جبهه لازم بوده است، ولی با وجود این، شکاف ها جبران نمی شدند و با وجود چنین وضعی غیر ممکن بود جبران شوند. منظورم شیوه ی دفاع آرام است در عمق خاک دشمن. به ویژه هنگامی که واحدها [به چنین کاری] موکول شده باشند [ و چنین وظیفه یی به آنان محول شده باشد] که غالباً وظیفه ی نیروی احتیاط است که خود نوعی از تشکیلات جنگی است که جزء نظام نبرد ارتش پیش از جنگ نبوده است؛ لذا واحدهای احتیاط نیز به باری سنگین بر دوش ارتش تحمیل شده است چه آمادگی کاملی نداشتند تا به نیروی جنگنده ی قوی تبدیل شوند، اما