روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٥٠ - روزشمار جنگ سه شنبه ٥ بهمن ١٣٦١ ١٠ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٥ ژانویه ١٩٨٣
او گفتند ما فلان و بهمان و این ها پاسدار هستند که ما گرفتیم. ساعت ٩ صبح بود و من چون نماز صبح را در مکانی که شاید صاحبش راضی نبوده خوانده بودم از این مادر سؤال کردم که می توانم در باغ تو نماز بخوانم و چون او اجازه داده بود نمازم را خواندم و پس از مدتی این مادر برای ما صبحانه آورد که به همین خاطر و به خاطر آن که به ما اجازه ی نماز خواندن داده بود با اعتراض عناصر ضد انقلاب مواجه شد، ولی او با کمال رشادت اظهار داشت این ها فرزندان من هستند و باید از آن ها پذیرایی کنم. ساعت حدود ٢ بود که درگیری از اسپی کلا به رضوانیه کشیده شد. در این حین کم کم صدای الله اکبر برادران رزمنده به گوش می رسید و ما فهمیدیم که برادران ما نزدیک باغ شده اند. در این میان درگیری شروع شد و ما هم از فرصت استفاده کردیم و فرار کردیم و پیش برادران مان رسیدیم."
شرح حوادث آمل از زبان مردم
پس از شروع تیراندازی در نیمه شب ششم بهمن از آن جایی که روحیه ی مردم آمل برای چنین واقعه یی آماده بود، بلافاصله به خیابان ها می ریزند صدای تکبیر سطح شهر را فرامی گیرد. به طوری که پس از لحظاتی مردم شهر و روستا با هر وسیله یی که در اختیار داشتند خود را به محل های درگیری می رسانند. سیل دوچرخه سوار، موتورسوار وانت هایی که زن و مرد محلات و روستاهای اطراف آمل را به شهر می آوردند به طرف آمل سرازیر می شود. لحظاتی نمی گذرد که سطح شهر و جاده های اطراف توسط مردم ایثارگر حزب اللهی سنگربندی می شود. قلم و بیان ما برای ذکر ایثارگری مردم در دفاع از انقلاب خونبار خودشان عاجز است. لذا، ذکر سخنان شیرین خود مردم تا اندازه یی شاید بتواند ما را به آنچه این مردم خداجو انجام دادند آگاه نماید. بدین منظور در زیر نمونه هایی از زبان مردمی که از شهرشان، شرف شان، انقلاب شان، مذهب شان و حیثیت شان دفاع کردند نقل می شود.
یکی از اهالی آمل حوادث این شهر را چنین بیان کرد:
حدود ساعت ١١ شب دوشنبه ٥ بهمن ماه، ده ها تن مسلح در نقاط حساس شهر آمل مستقر می شوند به طوری که هر حرکتی را زیر نظر داشتند و هر کس که عبور می کرد از پشت دست گیر کرده و به محل هایی که برای این منظور در نظر گرفته شده بود، می بردند از جمله محل های حساس که این افراد مسلح در آن جا مستقر شده بودند می توان از پل معلق، سینما قدس، اطراف سپاه، بسیج و دادگاه انقلاب نام برد.
ساعت ١٢ شب یگ گلوله ی آر.پی.جی. به طرف [ساختمان] بسیج مستضعفین شلیک می کنند و به دنبال آن با تیرباری که بر روی پل معلق کار گذاشته بودند این ساختمان را به رگبار می بندند با صدای انفجار گلوله ی آر.پی.جی٧ و رگبار تیربار مردم شهر متوجه می شوند که به شهر حمله شده و بلافاصله به خیابان ها می ریزند، صدای الله اکبر از تمامی شهر به آسمان بلند می شود، مردم نیم ساعته شهر را سنگربندی می کنند به طوری که در هر بیست مترمربع، ٤ سنگر بر پا می شود مهاجمین که تصور نمی کردند با چنین برخوردی از سوی مردم مواجه شوند مردم را به رگبار می بندند.
یکی دیگر از اهالی بابل در این رابطه می گفت من نمی دانم این مردم را چه کسی به این زودی مطلع کرد که پس از یک ساعت، سطح شهر با این که نقاط حساسش در دست مهاجمین بود، در اختیار مردم قرار گرفت.
مشاهدات خبرنگار از فاجعه ی خلقی ها(!) در آمل
متأسفانه در زمان شروع فاجعه در آمل حضور نداشتیم، ولی ظهر سه شنبه ٦ بهمن وارد آمل شدیم که آنچه مشاهده شد در زیر از نظرتان می گذرد. پس از این که وارد شهر آمل شدیم چهره ی شهر را کاملاً به میدان جنگ می توان تشبیه کرد، خیابان ها، چهارراه ها، کوچه[ها] همه سنگربندی شده و مردم با