روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٩٥ - روزشمار جنگ سه شنبه ٢١ دی ١٣٦١ ٢٦ بیع الاول ١٤٠٣ ١١ ژانویه ١٩٨٣
٢. مسئول تشکیلاتی مدرسه ی کامپیوتر و شرکت فعال در جلسات "هیئت مسئولین" وابسته به ستاد.
٣. عکاس مخصوص تشکیلات الحادی اتحادیه ی کمونیست های ایران که در این رابطه به هم راه دو عضو و همسرش در زیر پوشش عکاسی به تهیه ی فیلم و زینگ نسخه ی اصلی نشریات حقیقت می پرداخته اند.
٤. طی دوره های آموزش نظامی در مهاباد توسط تشکیلات.
٥. در اختیار گذاشتن منزل مسکونی خود جهت انبار نشریه، فیلم، نوار، اسلاید، دستگاه چاپ و غیره که همگی متعلق به سازمان بوده است.
٦. اعزام به کردستان در دوران جنگ سنندج به هم راه یک اکیپ پزشکی جهت مداوای مجروحین سازمان که مسئولیت این اکیپ به عهده ی متهم بوده است و نیز ارسال داروهای مسروقه از بیمارستان های تهران به کردستان.
٧. اختفا و نگه داری مهمات، گاز اشک آور، اسلحه ی یوزی، نارنجک جنگی و تحویل آن ها به یکی از اعضای تشکیلات اتحادیه ی کمونیست ها.
٨. در اختیار گذاشتن منزل مسکونی خود جهت جلسات یا نشست های سازمانی.
٩. دادن کمک های نقدی به تشکیلات. متهم از اعضای بسیار فعال سازمان محارب و امریکایی اتحادیه ی کمونیست های ایران بوده و میزان سرسپردگی و وفاداری وی به تشکیلات به حدی است که هر دستور تشکیلاتی را بدون چون و چرا می پذیرفته و انجام می داده است. نام برده از سال ١٣٥٤ که جهت تحصیل به امریکا رفته بوده است و فعالیت های الحادی خود را با کنفدراسیون امریکایی "احیاء" شروع کرده است و پس از چندی به عضویت این تشکیلات ضد الهی درمی آید و پس از بازگشت به ایران در مراحل مختلف مسئولیت های مختلف سازمانی را به عهده می گیرد. همسر متهم نیز از اعضای سازمان بوده و در کنار شوهرش مشترکاً به سازمان خدمت می کرده اند. متهم تا لحظه ی دست گیری ارتباط سازمانی خود را حفظ می کند و حتی در همان "عکاسی کذایی" متعلق به سازمان دست گیر گردیده است.
قبول اتهامات و اظهار شرم ساری
در این هنگام عبدالرضا ابراهیمی ضمن قبول تمام موارد اتهام مندرج در کیفرخواست با اظهارشرم ساری از خانواده ی شهدا چگونگی فعالیت های خود را در ارتباط با سازمان در مدرسه ی عالی سینما و تلویزیون شرح داد. وی در ادامه ی اظهارات خود گفت: "ما به دستور سازمان اوایل جنگ برای به اصطلاح شرکت در جنگ به جبهه های جنوب رفتیم و در مدت یک ماهی که در جبهه بودیم ٣ بار به خرمشهر رفتیم و در یکی از این سفرها یک اتومبیل را که حامل مقدار زیادی اسلحه و مهمات بود به سرقت بردیم و مسئولان اتحادیه علی رغم آن که در خرمشهر احتیاج زیادی به آن اسلحه ها بود، تحت عنوان حمل اسلحه به آبادان اسلحه ها را خارج کردند و بعداً متوجه شدیم که اسلحه هایی که در آمل استفاده کردند همان اسلحه هایی بوده است که از جبهه های جنوب دزدیده شده بود." وی همچنین در مورد داروهایی که به سنندج برای مداوای مجروحین اتحادیه برده می شد توضیح داد که داروها به وسیله ی همسر یکی از متهمین که پرستار است و بعداً دست گیر شد، از بیمارستان های تهران دزدیده می شده است. وی در دفاعیات خود همچنین اعتراف کرد: "سازمان مقداری اسلحه ی یوزی، گاز اشک آور و نارنجک جنگی در اختیارش قرار داده بود که وی آن ها را در یک شیروانی مخفی کرده است. بر اساس این گزارش، دادگاه ساعت ١٧:٣٠ به عنوان تنفس تعطیل شد و ادامه ی محاکمه به روز بعد موکول گردید[١]
[١] مأخذ ١٨.