منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٨٤ - قياسهاء مركب
نتيجه مسأله بود، و نه همه قياسها را برين [١] ترتيب آراسته گويند، و ليكن بسيار بود كه بعضى مقدمها [٢] را بيفكند [٣] مر اختصار را يا مر حيلة [٤] را؛ و بسيار بود كه مقدمها را تقديم و تأخير كنند، و ليكن [٥] بحقيقت آخر بدين قياسها آيد كه ما گفتيم. و اين سخن را مثالى آوريم [٦] از علم هندسه [٧] و اين مثال شكل نخستين بادا [٨] از كتاب اقليدس.
باما [٩] خطّيست نشان وى اب بادا، و همىخواهيم [١٠] كه برين خط بر
[١] - بى: برين- ل- خ كب، بى: برين ترتيب- كب.
[٢] - بى: بعضى الخ- ه- كب،- با بعضى الخ- خ كب،- بعض مقدمهها- د- ظ.
[٣] - بيفكنند- آ- ظ.
[٤] - حيلت- كب- د- ظ،- حله- آ.
[٥] - بى: را- ه،- بى: و ليكن- كب،- مقدمهها را تقدم و تاخر كند و ليكن- د.
[٦] - مثال آوريم- ط،- مثال آورديم- د- ه.
[٧] - بى: «هندسه» همه نسخ جز نسخه «د» و «كب».
[٨] - باد- ل- ك- آ.
[٩] - اقليديس باما- ق،- اقليدس ماه- د.
[١٠] - او باد و الخ- م- ك،- اب بادا و همين- د- س،- هر مطلوبى از مطالب علمى كه [زائد است- ظ] بيك قياس حاصل نشود، بلكه بسيار باشد- كه يك مسأله بقياسهاى بسيار درست شود، باين وجه- كه از دو مقدمه نتيجه حاصل كنند، و آن نتيجه را مقدمه قياس ديگر سازند، و از آن قياس نتيجه ديگر حاصل كنند، و همچنين تا بنتيجه آخر كه مطلوبست رسند، و همچنين قياسهاى مذكوره در علوم بسيار باشند كه باين ترتيب آراسته ذكر نكنند، بلكه بعضى از مقدمات بيندازند، گاه از براى اختصار، و گاه از براى حيلت، و در تقديم و تأخير نيز گاه ترك ترتيب كنند، و ليكن بحقيقت تمام قياسها باين اقيسه كه مذكور شد بازگردند، و ازينها بيرون نباشند و ما از براى قياس مركب مثالى از كتاب اقليدس ذكر كنيم تا ساير دلائل علوم را بر آن قياس كنند ما را خطى است نشان آن آب و مىخواهيم- ن.