منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٢١ - باز نمودن جنس و نوع و فصل و خاصه و عرض
و هر چه كلى ذاتى بود. و [١] جواب اىّ شيء بود [٢]، آن را فصل خوانند.
و امّا آن كلّى ذاتىّ كه اندر [٣] جواب ما هو بود، از وى عامّتر بود.
و خاصّتر [٤]، چنان كه: جسم عامترست از حيوان، و خاصتر است [٥] از گوهر؛ و حيوان كه [٦] عامّتر است از مردم، و خاصتر است [٧] از جسم، و هم چنين شمار خاصتر است- از چندى- و عامتر است از جفت، مثلا؛ و [٨] جفت خاصتر است از شمار، و عامّتر است از چهار. و چهار خاصتر است از جفت، و عامتر است [٩] ازين چهار- و [١٠] آن چهار. پس هر چه كلّى عامّتر بود، جنس خاصّتر بود. و هر چه كلّى خاصتر بود، نوع عامتر بود. و چيزى بود كه هم جنس بود، و هم نوع [١١].
[١] - ذاتى كه اندر- ه- ط،- ذات كه اندر- آ،- رسد پس هر ذاتى كه در جواب- ن.
[٢] - بى: بود- كب،- مذكور شود- ن.
[٣] - و اما آن ذاتى كه- ن.
[٤] - خاصتر بود- ه- ط- كب.
[٥] - عامتر بود از حيوان و خاصتر بود- كب،- و اما آن ذاتى كه جواب ما هو بود بعضى وى عامتر از بعضى است و بعضى خاصتر از بعضى مثلا جسم عامتر است از حيوان و خاصتر- ن.
[٦] - بى: كه- ن.
[٧] - بى: است- د.
[٨] - بى: و- آ- ط،- بى: مثلا- ن.
[٩] - خاصتر از شمار و عامتر- ن.
[١٠] - و از- ه- ط- آ.
[١١] - بى: «و چيزى بود» تا «و هم نوع»- ق- ل- ط- آ.