منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٥٨ - وصيتها كه از مغالطات ايمنى دهند
خوار مايه [١] زيادت- و نقصانى بود، قياس نه قياس بود. و غلط افتد [٢].
چنان كه اندر عكس كه.
اگر كسى گويد كه: هيچ خانه اندر مردم نيست، و باز گويد [٣] كه:
هيچ مردم اندر خانه نيست.
اين سخن دروغ بود، و عكس سالب كلّى بايد كه راست بود.
و سبب اين آنست [٤] كه اندر مقدّمه پيشين خانه موضوع بود، و اندر مردم محمول بود [٥]. و عكس آن بود- كه محمول را بعينه موضوع كنى، و موضوع را محمول، و اندر اصل [٦] تنها مردم محمول نبود، و تنها خانه موضوع بود [٧] و اندر عكس تنها مردم موضوع شد، و خانه با [٨] اندر محمول لا جرم نه صواب آمد كه [٩] بايستى كه گفتى كه [١٠] هيچ چيز كه اندر مردم بود خانه نيست.
[١] - جواز مايه- ط،- جوار يا نه- د.
[٢] - بى: و- ه،- و غلط اوفتد- كب.
[٣] - بگويد- ل.
[٤] - بى: اين- ل،- آن اينست- ه.
[٥] - بى: بود- د.
[٦] - بى: اصل- ه،- اصل تنها مردم را- د.
[٧] - بى: بود- ه.
[٨] - يا- ل- ه- د.
[٩] - بى: كه- ل،- آيد كه- ط- د،- بود آمد كه- ه.
[١٠] - بى: كه- ل- ط- د.