تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - پاسخ به يك سؤال
الْخاسِرُونَ" [١] در حقيقت ايمن نبودن از مكر الهى به معنى ترس از مسئوليتها و خوف از كوتاهى در انجام وظائف است، كه همواره بايد اين" ترس" با" اميد" به رحمت او به طور مساوى در دلهاى افراد با ايمان باشد و موازنه اين دو است كه سرچشمه هر گونه حركت و فعاليت مثبت مىباشد و همان چيزى است كه در تعبير روايات به عنوان" خوف" و" رجا" از آنها ياد شده است، و تصريح شده كه افراد با ايمان همواره در ميان اين دو قرار دارند، ولى مجرمان زيانكار آن چنان كيفرهاى الهى را فراموش كردهاند كه خود را در نهايت امنيت مىبينند.
" آيا كسانى كه وارث سرزمين گذشتگان هستند و اقوامى كه به جاى آنها قرار گرفتهاند، از مطالعه حال پيشينيان متنبه نشدند؟ و اگر ما بخواهيم مىتوانيم آنها را نيز به خاطر گناهانشان هلاك كنيم، و به همان سرنوشت مجرمان گذشته گرفتار سازيم" (أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ).
و نيز" مىتوانيم آنها را زنده بگذاريم، و به خاطر غوطهور شدن در گناه و فساد، درك و شعور و حس تشخيص را از آنها بگيريم، آن چنان كه هيچ حقيقتى را نشنوند و هيچ اندرزى را نپذيرند و در زندگى حيران و سرگردان شوند" (وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ).
در اينكه چگونه خداوند حس تشخيص را از اين دسته مجرمان مىگيرد
[١] كلمات قصار جمله ٣٧٧.