تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - ١- گاهى بار گناه دگران را بر دوش مىكشيم!
آيه ٢٥ مىخوانيم: لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ" آنها در روز رستاخيز بار سنگين گناهان خويش را بايد بر دوش بكشند، و همچنين بار گناهان كسانى را كه با بىخبرى و جهل خود گمراه ساختند".
اگر هيچكس بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد، چگونه اين گمراه كنندگان بار گناهان گمراهشدگان را نيز بر دوش مىكشند؟
احاديث مربوط به" سنت حسنه" و" سنت سيئه" كه از طرق شيعه و اهل تسنن وارد شده است، و مضمون آنها اين است: اگر كسى سنت خوبى بر جاى نهد پاداش تمام كسانى را كه به آن عمل مىكنند خواهد داشت (بدون آنكه از پاداش خود آنها كاسته شود) و همچنين كسى كه سنت بدى را بر جاى نهد گناه كسانى كه به آن عمل كنند، براى او نوشته مىشود (بى آنكه از گناهان آنها چيزى كاسته گردد)
قال رسول اللَّه ص من سن سنة حسنة كان له اجر من عمل بها من غير ان ينقص من اجورهم شىء و من سن سنة سيئة كان عليه وزر من عمل بها من غير ان ينقص من اوزارهم شىء
) نيز با مفهوم آيه مورد بحث سازگار نيست.
ولى پاسخ اين ايراد روشن است، زيرا آيه مورد بحث مىگويد: بىجهت و بدون ارتباط، گناه كسى را بر ديگرى نمىنويسند، ولى آيات و رواياتى كه اشاره شد مىگويد اگر انسان بنيانگذار عمل نيك و بد ديگرى باشد، و به اصطلاح از طريق" تسبيب" در انجام آن عمل دخالت داشته باشد، در نتائج آن شريك خواهد بود و در حقيقت عمل خود او محسوب مىشود، زيرا پايه و اساس آن، به دست وى گذارده شده است.