تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - تهديدهاى بيهوده
حتى حق فكر كردن و انديشيدن و ايمان قلبى به كسى يا مكتبى را نداشته باشند.
اين همان برنامهاى است كه در" استعمار نو" نيز دنبال مىشود، يعنى استعمارگران تنها به استعمار اقتصادى و سياسى، و اجتماعى قناعت نمىكنند، بلكه مىكوشند كه ريشههاى كار خود را با استعمار فكرى تقويت نمايند.
در كشورهاى كمونيستى با مرزهاى بسته و ديوارهاى به اصطلاح آهنين و سانسور شديدى كه بر همه چيز مخصوصا بر دستگاههاى فرهنگى حكومت مىكند مظاهر" استعمار فكرى" به وضوح ديده مىشود.
ولى در كشورهاى سرمايهدارى غرب كه بعضى گمان مىكنند، حد اقل استعمارى از نظر فكر و انديشه وجود ندارد و هر كس مىتواند آزادانه تفكر كند و بينديشد و انتخاب نمايد، اين موضوع به شكل ديگرى انجام مىشود، زيرا سرمايهداران بزرگ با تسلط كامل بر مطبوعات مهم، راديوها، تلويزيونها و به طور كلى وسائل ارتباط جمعى مقاصد و افكار خويش را در لباس آزادى فكر بر- مردم تحميل مىكنند، و با شستشوى مداوم مغزى مردم آنها را به سويى كه مىخواهند مىكشانند و اين بلاى بزرگى است براى دنياى معاصر.
سپس فرعون اضافه كرد" اين نقشهاى است كه شما در اين شهر كشيدهايد تا بوسيله آن اهل آن را بيرون كنيد" (إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها).
با توجه به آيه ٧١ سوره طه كه مىگويد إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ:
" موسى استاد بزرگ شما است كه به شما سحر آموخته است" روشن مىشود كه منظور فرعون اين است كه شما يك تبانى توطئه حساب شده از مدتها پيش براى تسلط بر اوضاع مصر و گرفتن زمام قدرت به دست داشتهايد، نه اينكه تنها در اين چند روز كه شايد موسى با ساحران ملاقات مقدماتى داشته است، ترتيب چنين برنامهاى را دادهايد.