تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - تفسير نخستين جرقه وحى!
آن تكيه كند و براى گوسفندان برگهاى درختان را بريزد باور نمىكرد كه در درونش چنين قدرت بزرگى به فرمان خدا نهفته باشد، و اين عصاى ساده چوپانى كاخهاى بيدادگران را به لرزه درآورد، و چنين است موجودات اين جهان كه گاه در نظر ما كوچكند اما استعدادهاى بزرگى در درون نهفته دارند كه به فرمان خدا آشكار مىگردد.
در اين هنگام بار ديگر موسى ندا را شنيد كه به او مىگويد:" برگرد و نترس تو در امان هستى"! (أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ).
" جان" در اصل به معنى موجود ناپيدا است و به مارهاى كوچك" جان" گفته مىشود چون به صورت ناپيدايى از لابلاى علفها و شيارهاى زمين مىگذرند البته در بعضى ديگر از آيات قرآن تعبير به" ثعبان مبين" (اژدهاى آشكار) شده است (سوره اعراف- ١٠٧ و شعراء- ٣٢) و سابقا گفتهايم اين تفاوت تعبيرها ممكن است بيانگر حالات مختلف آن مار باشد كه در آغاز كوچك بود، و بعد به صورت اژدهايى عظيم درمىآمد، اين احتمال نيز وجود دارد كه موسى نخستين بار كه در وادى طور آن را ديد به صورت كوچكترى بود و در مراحل بعد بزرگتر.
به هر حال موسى مىبايست به اين حقيقت آشنا شود كه در محضر پروردگار امنيت مطلق حكمفرما است، آنجا جاى ترس و خوف نيست.
اين سفيدى و درخشندگى بر اثر بيمارى برص و مانند آن نبود، نورى بود