تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨ - تفسير نخستين جرقه وحى!
حمايت مظلومى با اين ظالم گلاويز شده بود ولى اينها در منطق فرعون معنى نداشت او هنوز هم تصميم دارد اگر موسى را پيدا كند بدون چون و چرا به قتل برساند.
لذا در اينجا" عرض مىكند: پروردگارا! من از آنها يك نفر را كشتهام، مىترسم به تلافى خون او مرا به قتل برسانند" و اين ماموريت ناتمام بماند (قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ).
" افصح" از ماده" فصيح" در اصل به معنى خالص بودن چيزى است، و به سخن خالص و گويا كه خالى از هر گونه حشو و زوائد باشد فصيح گفته مىشود و" ردء" به معنى معين و ياور است.
به هر حال از آنجا كه اين ماموريت بسيار بزرگ و سنگين بود و موسى مىخواست هرگز با شكست مواجه نشود اين تقاضا را از خداوند بزرگ كرد.
" ما بازوان تو را به وسيله برادرت (هارون) محكم مىكنيم" (قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ).
" و براى شما در تمام مراحل سلطه و برترى قرار مىدهيم" (وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً).
كاملا مطمئن باشيد،" آنها هرگز به شما دست پيدا نمىكنند، و به بركت