تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - تفسير سرچشمه فساد، اعمال خود مردم است!
ده، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه هيچكس قدرت ندارد آن روز را از خدا بازگرداند و برنامه الهى را تعطيل كند، و در آن روز مردم گروه گروه مىشوند و صفوف از هم جدا مىگردد" گروهى در بهشت و گروهى در دوزخ (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ) [١] توصيف دين به" قيم" با توجه به اينكه" قيم" به معنى ثابت و برپادارنده است در حقيقت اشاره به دليل اين توجه مستمر به دين است، يعنى چون آئين اسلام آئينى است ثابت و مستقيم، و برپادارنده نظام زندگى مادى و معنوى مردم، هرگز از آن منحرف مشو.
و اينكه خطاب را متوجه پيامبر ص مىكند، براى اين است كه ديگران حساب كار خويش را برسند.
تعبير به" يصدعون" از ماده" صدع" در اصل به معنى شكستن و شكافتن ظرف است، ولى تدريجا به معنى هر گونه پراكندگى و تفرق به كار رفته است، و در اينجا اشاره به جدايى صفوف بهشتيان و دوزخيان مىباشد كه هر يك از اين دو صف نيز به صفوفى تقسيم مىشوند، به تناسب سلسله مراتب درجات بهشتى، و دركات دوزخى.
[١] كلمه" مرد" در جمله" لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ" مصدر ميمى است و در اينجا مصدر به معنى اسم فاعل به كار رفته، بنا بر اين معنى چنين مىشود لا راد له من اللَّه و ضمير" له" به" يوم" برمىگردد و مفهوم جمله رويهمرفته چنين است: هيچكس نمىتواند آن روز را از خداوند بازگرداند، يعنى جلو دادرسى و كيفر و پاداش خدا را با تعطيل كردن آن روز بگيرد، خلاصه اينكه نه خداوند از وعده خود تخلف مىكند تا آن روز را باز مىگرداند، و نه غير او قدرت چنين كارى را دارد پس وقوع آن روز حتمى است (دقت كنيد).