تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - تفسير سرچشمه فساد، اعمال خود مردم است!
با يكديگر بيان مىكند كه نه مخصوص سرزمين مكه و حجاز است، و نه عصر و زمان پيامبر ص بلكه به اصطلاح از قبيل قضيه حقيقيه است كه پيوند" محمول" و" موضوع" را بيان مىكند، به عبارت ديگر هر جا فسادى ظاهر شود بازتاب اعمال مردم است، و در ضمن يك هدف تربيتى دارد، تا مردم طعم تلخ نتيجه اعمالشان را بچشند، شايد به خود آيند.
بعضى مىگويند: اين آيه ناظر به آن قحطى و خشكسالى مىباشد كه به خاطر نفرين پيامبر ص دامان مشركان مكه را گرفت، باران قطع شد، بيابانها خشكيد و خشكيدهتر شد، و حتى استفاده از صيد دريا (درياى احمر) براى آنها مشكل گشت.
به فرض كه اين سخن از نظر تاريخى صحيح باشد تنها بيان يك مصداق است و معنى آيه را در مساله ارتباط فساد و گناه هرگز محدود نمىكند، نه محدود به آن زمان و مكان و نه محدود به خشكسالى و كمى باران.
از آنچه در بالا گفتيم به خوبى روشن مىشود بسيارى از تفسيرهاى محدود و موضعى كه از بعضى از مفسران ذيل اين آيه نقل شده به هيچوجه قابل قبول نيست، مثل اينكه مراد از فساد در خشكيها، قتل هابيل به دست قابيل است، و منظور از فساد در دريا غصب كشتىها در عصر موسى و خضر است.
يا اينكه منظور از فساد دريا و صحرا زمامداران فاسدى هستند كه همه اين مناطق را به فساد مىكشند.
البته ممكن است يكى از مصداقهاى فساد اين چنين افراد بوده باشند كه بر اثر دنياپرستى و مجامله و تن در دادن مردم به ذلت، بر سر آنها مسلط مىشوند اما مسلما تمام مفهوم آيه اين نيست.
جمعى از مفسران نيز در معنى" فساد بحر" به گفتگو نشستهاند:
بعضى گفتهاند: بحر به معنى شهرهايى است كه در كنار دريا است، و بعضى