تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧ - ١- توحيد يك جاذبه نيرومند درونى
" زيبايى، و نيكويى، و راستى، مقوله چهارم قدسى يا يزدانى كه در حقيقت بعد چهارم روح انسانى است دو باره كشف گرديده، در اينمقام نيز اين بعد چهارم روحى از سه مفهوم ديگر مجزا است، و ممكن است منشأ توليد سه بعد ديگر بوده باشد"! [١] ٤- پناه بردن انسان در شدائد و سختيها به يك نيروى مرموز ما وراى طبيعى و تقاضاى حل مشكلات و فرونشستن طوفانهاى سخت زندگى از درگاه او، نيز گواه ديگرى بر اصالت اين جاذبه درونى و الهام فطرى است كه به انضمام ساير شواهدى كه گفتيم- مىتواند ما را به وجود چنين كشش نيرومندى در درون وجودمان به سوى خدا واقف سازد.
البته ممكن است بعضى اين توجه را واكنش تلقينات و تبليغات مذهبى محيط بدانند كه در تمام طول عمر تحت تاثير آن بوده و هستيم.
ولى عموميت اين پديده در همه انسانها و حتى در آنهايى كه معمولا با مسائل مذهبى سر و كار ندارند نشان مىدهد كه ريشهاى عميقتر از اين فرضيه دارد، ريشهاى كه در اعماق وجود انسان نهفته شده و نه مولود تبليغ و تلقين است.
٥- در زندگى انسان رويدادهايى ديده مىشود كه جز از طريق اصالت حس مذهبى قابل تفسير نيست: انسانهايى را مىبينيم كه همه امكانات مادى خود را عاشقانه فداى عواطف مذهبى كرده و مىكنند، و همه آنچه را كه دارند، با گذشت بىنظيرى در پاى مذهب خود ريخته و حتى جان خويش را بر سر اين كار مىنهند.
شهيدانى كه در ميدانهاى جنگ براى پيشبرد اهداف الهى شربت شهادت را با شوق و عشق نوشيدهاند كه نمونههاى آن نه تنها در تاريخ انقلاب اسلامى به وضوح و فراوان به چشم مىخورد بلكه در تاريخ اقوام و ملل ديگر نيز كم نيست
[١] همان مدرك چاپ دوم صفحه ٣٩.