تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠ - تفسير آيا معجزه قرآن كافى نيست؟!
در آيات گذشته دو قسمت از بهانهجوئيهاى كفار در برابر دعوت پيامبر ص و پاسخ آن مطرح شد، نخست اينكه مىگفتند: چرا او معجزهاى نمىآورد؟
كه قرآن پاسخ داد: اين كتاب آسمانى خود برترين معجزه است.
ديگر اينكه چه كسى گواهى بر حقانيت او مىدهد؟ كه قرآن پاسخ داد خدايى كه از همه چيز آگاه است.
در آيه مورد بحث به سومين بهانهجوئيهاى آنها اشاره مىكند. مىگويد" آنها در مورد عذاب عجله مىكنند و با سرعت آن را از تو مىطلبند" (وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ).
آنها مىگويند اگر عذاب الهى حق است و دامن كفار را مىگيرد پس چرا به سراغ ما نمىآيد؟! قرآن در پاسخ اين سخن سه جواب مىدهد.
نخست مىگويد" اگر موعد مقررى تعيين نشده بود عذاب الهى فورا به سراغشان مىآمد" (وَ لَوْ لا أَجَلٌ مُسَمًّى لجاءهم العذاب).
اين زمان معين براى آن است كه هدف اصلى يعنى بيدارى يا اتمام حجت بر آنها حاصل گردد، خدا هرگز بر خلاف حكمت در كارهايش شتاب و عجله نمىكند.
ديگر اينكه آنها كه اين سخن را مىگويند چه اطمينانى دارند كه هر لحظه عذاب الهى دامنشان را بگيرد؟" چرا كه اين عذاب ناگهانى و بدون مقدمه، و در حالى كه آنها نمىدانند و توجه ندارند به سراغشان مىآيد" (وَ لَيَأْتِيَنَّهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ) [١] گرچه موعد عذاب در واقع معين و مقرر است ولى مصلحت اين است كه
[١]" بغتة" از ماده" بغت" (بر وزن وقت) به معنى تحقق ناگهانى و غير منتظره چيزى است.